چهار: آموزش معماری

آموزش معماری:
به طور کلی در گذشته، سیستم آموزشی، سیستم استاد و شاگردی بود. یعنی یک استاد بعد از چندین سال تجربه می توانست تجربه خود را به دیگری منتقل کند. در معماری نیز چنین بود. یک کارگر بعد از 30 تا 40 سال به مقام معمار می رسید و او نیز می توانست معماران دیگری را تربیت کند. به همین ترتیب معمار تربیت می شد. معماری علمی است که چندین جنبه در آن دخیل است، از بحث روانشناسی تا بحث اجرایی و ایستایی و غیره ...، کسی معمار می شد که دایره اطلاعات بسیار وسیعی داشت. این روند ادامه داشت تا دوران مدرنیته. در این دوران چون سیستم زندگی متحول شد و در بحث صنعت و تکنولوژی پیشرفت های زیاد حاصل شد و نوع زندگی اساسا تغییر کرد و مقوله سرعت نکته مهمی در زندگی مردم شد، به طبع در همه رشته ها تاثیر گذاشت. یعنی نیاز به ساخت و ساز زیاد شد و تعداد معماران سنتی کافی نبود و مجبور شدند سیستم آموزش را به صورت مدرن مطرح کردند. این یعنی کلاس آموزشی داشته باشند و یک استاد به چندین نفر آموزش بدهد و سیستم استاد و شاگردی که وجود داشت، متحول شد. روابط در آموزش سنتی مرید و مرادی بود. و شاگرد حق چون و چرا کردن نداشت.
در تصوف هم این بحث به صورت جدی مطرح بود،که شاگرد حق چون و چرا کردن درباره ی استاد را ندارد و استاد اگر گفت بمیر، باید بمیرد. به عنوان نمونه می توان به داستان ابوسعید ابوالخیر اشاره نمود. وی از شاعران نامی ایران بود و دو شاگرد داشت به نام های احمد که و احمد مه. احمد که کوچکتر بود و احمد مه بزرگتر. ابوسعید احمد که را دوست تر می داشت. روزی عده ای از شاگردان او اعتراض کردند که چرا به احمدکه توجه بیشتری دارد؟ استاد می گوید: می خواهید بدانید چرا؟ احمد مه را صدا می زند و می گوید این شتر را برکمر بگیر و از پله ها بر بام رو. احمد بزرگ می گوید: حضرت استاد، این چه فرمایشی است شما می کنید، من پیرم، نمی توانم. در ضمن اگر این را بردارم و ببرم بالا، پله ها فرو می ریزد. استاد می گوید بسیار خوب. سپس استاد احمد که را صدا می زند و این دستور را به او می دهد و او بلافاصله می رود زیر شتر تا آن را بلند کند. استاد مانع او می شود و به سایر شاگردان می گوید: احمد که به من اعتقاد دارد و بی چون چرا دستورات مرا می پذیرد .
این مثال، در واقع نگاه سنتی به مقوله آموزش و رابطه استاد و شاگردی را به خوبی بیان می کند.

پس از مدرنیته بحث پرسشگری به وجود آمد و مقرر شد که ما هر چیزی را بدون چون چرا نمی پذیریم. این امر باعث شد در سیستم آموزش، استاد مقام ولایت خود را از دست داد و از مقام عالیقدری که صادرکننده رای بود، پایین آمد و تبدیل به فردی شد که کمی از دانشجویان بیشتر می داند و قصد انتقال دانش خود را دارد. این نوعی جهش است.
اما چرا آموزش معماری مهم است؟
چون ابتدا معماری مدرن و تحولات صنعتی از طرف مردم با عدم استقبال مواجه شد، زیرا همیشه انسان های سنتی در مقابل تحول و نو شدن مقاومت می کنند و انسانهای آوانگارد معمولا استقبال می کنند از تغییر و تحول، به همین دلیل آدمهای پیشرو تصمیم گرفتند با یکدیگر جمع شوند و یک مدرسه معماری را تاسیس کنند تا بتوانند در جامعه تاثیر بیشتری بگذارند. در واقع یکی از مسائلی که باعث شد آموزش معماری جدی تر شود این بود که مکانهایی برای آنها وجود داشته باشد برای هم فکری. در این مورد اکثر معماران مدرن علاوه بر حرفه معماری با مقوله آموزش معماری درگیر بودند.
به عنوان نمونه فرانک لوید رایت مدرسه شخصی داشت در آمریکا که به آموزش معماری می پرداخت. دفتر لوکوربوزیه در خیابان سور پاریس، در واقع مدرسه کوچکی بود. چون معماران بسیاری را در این دفتر آموزش داد و حوزه فعالیت شاگردان او از برزیل تا ژاپن بود.
والتر گروپیرس، اولین رئیس مدرسه باوهاوس بود و بعد از تعطیلی باوهاوس، به آمریکا رفت و مدرسه معماری هاروارد را پایه گذاری کرد. میس وند روهه، بعد از والتر گروپیوس و هانس مایر، سومین رئیس مدرسه باوهاوس بود و بعد از تعطیلی آن به آمریکا رفت و نخستین مدرسه معماری را در دانشگاه MIT پایه گذاری کرد و به این ترتیب یکی از دغدغه های معماران حرفه ای مساله آموزش بود.

دو مدرسه نقش مهمی در شکلی گیری و توسعه معماری مدرن داشتند. 1- مدرسه عالی ملی هنرهای زیبا (به تلخیص "بوزار" گفته می شود (فرانسوی) به انگلیسی Beauty Art گفته می شود. 2- خانه ساختمان در آلمان (باوهاوس لغتی آلمانی است که ترجمه انگلیسی آن "خانه ساختمان" است).
این دو مدرسه از نظر فلسفه معماری و روش تدریس در مقابل هم اند:

مدرسه بوزار:
مدرسه بوزار در سال 1648 توسط شارل لوبرول، نقاش دربار لویی چهاردهم، به صورت آکادمی نقاشی و مجسمه سازی تاسیس شده و در سال 1795 به آکادمی هنرهای زیبا (بوزار) تبدیل شد، که در آن مرحله، رشته معماری به نقاشی و مجسمه سازی اضافه شد. جهت تدریسی دروس نظری کلاس داشتند و برای دروس عملی آتلیه. کار آتلیه آنها متفاوت بود از آنچه ما امروز داریم. سیستم آنها به این صورت بود که معماران بسیار برجسته ای در مدرسه تدریس می کردند و هر معمار یک آتلیه داشت و در آن آتلیه از دانشجوی سال اول آموزش می دید تا دانشجوی سال آخر. یعنی دانشجو می توانست از قدم اول تا قدم آخر زیر نظر یک استاد درس خود را تمام کند. الگوی تاسیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، مدرسه بوزار بود، که بعد از انقلاب 1357 این سیستم از بین رفت. ورود به مدرسه بوزار ساده نبود. خیلی ها امتحان می دادند و پذیرفته نمی شدند. نوابغ نقاشی مانند: مانه، مونه، ادوارد دگا، هانری ماتیس، نقاشانی بودند که از بوزار فارق التحصیل شدند.

مهم ترین ویژگی بوزار:
کمپوزسیون یا ترکیب بندی اصل و اساس بود در آموزش معماری مدرسه بوزار. تاکید اصلی بر طراحی معماری بود و در طراحی معماری ترکیب بندی بسیار اهمیت داشت. دروس نظری را به صورت جدی دنبال نمی کردند، در سال اول دروس نظری به دانشجو تدریس می شد و بعد تبدیل به دروس عملی و آتلیه می شد. از نظر سلسه مراتب تدریس:
مرحله اول: دوره مقدماتی و پنج نظم کلاسیک معماری را در این دوره آموزش می داند. پنج نظم معماری کلاسیک عبارتند از: 1- دوریک 2- یونیک 3- کرنتین 4-ترکیبی (کامپوزیت) 5- توسکانی
مرحله دوم: به دو دوره ی دروه اول و دوره دوم تقسیم می شد:
در سال اول دوره اول، دروس نظری ارائه می شد و در سال دوم دروس عملی بود تا آخر.
دوره دوم 3-5 سال طول می کشید و تماما دروس عملی بود اصل و اساس بر تقارن، ترکیب بندی و تناسب بود (بیشتر به این اصول توجه می شد تا به عملکرد پروژه ها)
کارهای عملی سه بخش داشت:
1. پروژه 2. دکور 3. اسکیس
پروژه: دو ماه یک موضوع را مطرح می کردند و مشابه سیستم امروز طراحی و کرکسیون می شد.
دکور: شامل طراحی داخلی و طراحی صنعتی بود. از طراحی یک خمیر دندان تا محل زندگی یک دانشجو. طراحی داخلی با جزئیات مد نظر بود. از طراحی دیوار، صندلی، گلدان تا لوگو یا جعبه ی خمیرداندان و ... در دکور مطرح می شد.
اسکیس: اسکیس ها کرکسیون نداشت و 12 ساعت زمان می دادند تا دانشجویان اسکیس بزنند و در این بخش راندو و گرافیک بسیار مهم بود.
روش کار مدرسه بوزار روش پارتی بود. (از یک لکه گرافیکی به یک شکل می رسیدند) یک شکل کلی طرح می کردند که گرافیک خوبی داشت بعد فضاها را در آن حل می کردند. این روش را روش پارتی می گویند. به این روش نقدهای زیادی شده است، زیرا عملکرد در آن بطور جدی مطرح نمی شود.
در اسکیس کروکی و ترسیم دست آزاد بسیار اهمیت داشت.
روش ژوژمان یا قضاوت در بوزار حالت بینابین نداشت. پروژه یا قبول می شد یا رد. بر اساس نمره نبود (مانسیون یعنی قبول و رد هم که مردود بود) هر دانشجو باید 7-8 مانسیون می داشت تا فارغ التحصیل شود.
دیگر اینکه شیت ها در قطع بزرگ کار می شد، مثلا 5×2 مترمربع قطع آن بود و دانشجویان می توانستند شب در دانشگاه بمانند و بخش عمده آموزش از همراهی دانشجویان سال بالایی با دانشجویان سال پایینی صورت می گرفت. واژه شارت (به فرانسه یعنی گاری)، یعنی فوریت کار چنان است که حتی روی گاری هایی که کار را از خانه به دانشکده حمل می کرد، هم بر شیت ها کار می کردند.
با پدید آمدن انقلاب صنعتی اساتید مدرسه بوزار در مقابل جریان مدرنیته مقاومت کردند و موافق نبودند با این تحولات، در نتیجه در جریان معماری مدرن مدرسه بوزار افت کرد. زیرا همچنان بر 5 نظم کلاسیک تاکید می کردند. در سال های 1950 توسط لویی کان و رابرت ونتوری، دو معمار برجسته اواخر دوران مدرن، تحول ساختاری در این مدرسه بوجود آوردند.
آقای هوشنگ سیحون از بوزار فرانسه فارغ التحصیل شده اند.

مدرسه باوهاوس:
از ترکیب 2 مدرسه در اوایل قرن 20 به وجود آمد، یکی دانشکده هنرهای زیبای ساکسن و مدرسه هنرهای کاربردی ساکسن. هانری وان ده ولد 1915-1906 ریاست مدرسه را برعهده داشت، والتر گروپیوس بعد رئیس آن شد.
فلسفه مدرسه باوهاوس آشتی هنر و صنعت بود. می خواسنتد پیشرفت های صنعتی را در زمینه هنر استفاده کنند. والتر گروپیوس می گوید: من می خواهم مرد عمل تربیت کنم نه مرد کتاب. هدفش "تربیت نوعی درودگر- معمار" بود. در واقع مسیر خود را از مدرسه بوزار کاملا جدا کرد.
تا 1922 تدریس معماری آغاز نشد، زیرا والترگروپیوس معتقد بود هنوز دانشجویان آماده نشدند. برای کار عملی در این 3 سال فقط از نظر تئوری دانشجویان را آماده می کردند. اصل در مدرسه باوهاوس بر ساختن بود نه بر طراحی کردن. مدرس اصلی در دروس مقدمات، یوهانس ایتن بود. اصول اولیه هنرهای تجسمی را ایتن به دانشجویان تدریس می کرد. ایتن شخصیت عجیبی داشت و بسیار منظم بود. معتقد بود تمام دانشجویان باید لباس فرم بپوشند و بسیار سختگیر بود در اواخر عمر علاقمند شد به دین زرتشتی و به بودا هم بسیار علاقه داشت و بسیاری از تعالیم بودا را در مدرسه به دانشجویان آموزش می داد. کارگاه های کارآموزی دانشجویان شامل: نجاری و مبل سازی، فلز کاری، سنگ تراشی، گچ کاری و سرامیک،نقاشی، مجسمه سازی و گرافیک. قبل از اینکه وارد معماری شوند با تمام صنایع آشنا می شدند و از نظر عملی بسیار مهارت پیدا می کردند. دروس نظری که تدریس می شد هم دروسی بود که درکار عملی کارایی داشت. مثلا روش عقد قرارداد، حسابداری و ...، یعنی تئوری آموزش داده می شد که در خدمت عمل باشد. در سیستم آموزش آلمان امتحان نداشتند و همه به ترم بعد راه می یافتند و به نوعی رقابت حذف می شد. همه پروژه ها در پایان پذیرفته می شد.
سال 1928 گروپیوس کناره گیری کرد و هانس مایر معمار و شهرساز سوسیالیست رئیس مدرسه باوهاوس شد. دولت هیتلر دل خوشی از این مدرسه نداشت به دلیل اینکه اکثر استاتیدش گرایش سوسیالیستی
داشتند. دلیل دیگر نوگرایی و آزادی خواهی آنان بود. 2 سال هانس مایر ریاست را برعهده داشت، سپس کناره گیری کرد. در زمان ریاست او دوره شهر سازی در مدرسه باوهاوس تاسیس شد. سال 1930 میس وندرو رئیس باوهاوس شد، اما به دلیل درگیری با دولت نازی داوام نیاورد. 1933 مدرسه تعطیل شد و 6 ماه میس وندرو در برلین به حیات مدرسه ادامه داد و بعد از آن به کلی تعطیل شد و اکثر اساتید باوهاس به صورت دست جمعی به آمریکا مهاجرت کردند. این مهاجرت باعث تحول اساسی در هنر و معماری آمریکا شد. میس وندرو در آمریکا، مدرسه معماری دانشگاه MIT را تاسیس کرد و والتر گروپیوس مدرسه معماری هاروارد را تاسیس کرد. موهولی ناگی، که نقاش و مدرس باهاوس بود، در شیکاگو، نیو باوهاوس را تاسیس کرد. یکی از نکات مهم مدرسه باوهاوس همگام شدن با روح زمانه است. یعنی هنر برای معماری امروز باید به زبان خودش سخن بگوید و دیگر فرم های گذشته تکرار نشود. لذا با نظرات و تئوری های جدید مخالفت نمی کردند.
کتاب اتین با عنوان "طرح و شکل" به فارسی هم ترجمه شده است.
طرح ساختمان مدرسه باوهاوس 1926 توسط والترگروپیوس ارائه شد. باوهاوس ابتدا در وایمار بود، بعد از 7 سال به دساء آمد. بازتاب شعار"فرم از عملکرد پیروی می کند"، وجود احجام خالص و حذف تزئینات در ساختمان باوهاوس مشهود است.

مدرسه معماری اروین س. چنن
(کوپر یونیون):
این مدرسه درسال 1895 تاسیس شد. آقای پیتر کوپر بنیان گذار آن بود که از نوابغ و دانشمندان آن زمان بود. او بسیار فقیر و درمانده بود. مجبور بود شبها تا صبح درس بخواند و تمام روز را کار کند. بسیار سخت درس می خواند. او پس از اتمام درس به کشفیاتی دست زد و اوضاع مالی اش بهتر شد. پس از آن تصمیم گرفت مدرسه ای را تاسیس کند که در آن نوابغی که اوضاع مالی خوبی ندارند، درس بخوانند. دانشگاه علوم و هنر کوپر را تاسیس کرد. معماران برجسته ای مثل دانیل لیبسکیند، شیگرو بان و الیزابت دیلر از این مدرسه فارق التحصیل شده اند. رشته معماری آن 5 ساله و فقط لیسانس است و فوق لیسانس و دکترا ندارد. آزمون ورودی آن بسیار سخت است و تمام مراحل تحصیل آن رایگان است. در کنکور ورودی تست هوش و خلاقیت از دانشجو می گیرند.
دراین مدرسه 3 سال درس می خوانند 1 سال کار عملی می کنند و 1 سال دوباره بر می گردند و ادامه تحصیل می دادند. مدرک مدرسه کوپر یونین اولین مدرکی بود که توسط انجمن معماری امریکا تایید شد و مدرک آن بسیار معتبر است.
اساس آموزش در این مدرسه بر مسائل فلسفی و نظری معماری بود بر خلاف دو مدرسه قبلی (بوزار و باوهاوس) تاکید بر مسائل نظری و فلسفی در معماری است. جان هیدک (10 سال تدریس می کرد بعد، رئیس این مدرسه شد تا سال 2001 که درگذشت) بحثی را مطرح کرد تحت عنوان "معماری معماری" یعنی دو مقوله داریم، یکی رشته معماری و یکی حرفه معماری. رشته معماری یک علم است و مانند سایر علوم باید تئوری پردازی شود و فلسفه آن مطرح شود تا بتواند پیشرفت کند. اما حرفه معماری چیزی است که منجر به ساخت و ساز می شود. هیدک می گوید: "حرفه چیزیست که می آموزیم و از طریق تکرار و بدون دخالت فکر بدست می آید." در واقع این مدرسه می خواست دانشجویی تربیت کند که دغدغه اش علم معماری باشد و در راستای پیشرفت آن علم باشد. شاگرد برجسته این مدرسه دانیل لیبسکیند بود که بعد از فارغ التحصیلی، حدود 15 سال کار تئوری کرد و پروژه های مطالعاتی انجام داد. شیگرو بان بحث معماری کاغذی را مطرح کرد. از دل مدرسه کوپر یونین این بحث پدید آمد و او موفق شد لوله های کاغذی را تولید کند که بتوانند نقش اسکلت یا دیوار را داشته باشند.
"رشته چیزیست که مطالعه می کنیم و امری است برای رشد و دریافت شخصی مانند تمام روشنفکران دیگر."

مدرسه AA لندن:
این موسسه معماری در قرن 19 تاسیس شد و اولین مدرسه معماری خصوصی انگلستان است. این مدرسه رویکردی مشابه مدرسه کوپر یونین دارد و دغدغه مسائل تئوری را داراست. ولی علاوه بر مسائل تئوری بر مسائل تکنولوژی و فنی هم بسیار تاکید می شود . ریچارد راجرز و نیکلاس گریم شاو ازمعماران شاخص معماری هایتک دنیا، از این مدرسه فارغ التحصیل شده اند. (AASchool.org).
این مدرسه بسیار کامل است هم دانشجویان ازنظر تئوری و هم از نظر تکنولوژی، بسیار خوب تربیت می کند.
برای مطالعه ی کامل تر، لطفا متن سخنرانی محسن مصطفوی را در مجله معمار شماره 25 و صفحه 25 مطالعه نمایید. محسن مصطفوی چندین سال رئیس مدرسه AA بود.

مقاله ی "حرفی از جنس زمان، نگاهی نوبه شیوه های آموزش معماری ایران" نوشته دکتر عیسی حجت، که در فصلنامه هنرهای زیبا شماره 12 ، زمستان 1381، ص. 50 منتشر شده است، جهت مطالعه توصیه می شود.

/ 0 نظر / 162 بازدید