خلاصه کتاب "سپهر عمومی" نوشته مسعود پدرام

پدرام، مسعود (1388)، سپهر عمومی: بررسی اندیشه های هانا آرنت و یورگن هابرماس، نشر یادآوران، تهران

کتاب سپهر عمومی گزارشی تحلیلی از نظریه قلمرو عمومی از دیدگاه آرنت بر اساس کتاب ماندگارش "وضعیت انسانی" و نظریه "سپهر عمومی" از دیدگاه هابرماس با نگاه ویژه به کتاب تاثیر گذار و پردامنه "دگرگونی ساختاری سپهر عمومی".

سپهر عمومی مفهومی است که در دوره اخیر مباحث زیادی را در پیوند با دموکراسی وجامعه مدنی برانگیخته است . این مفهوم در جامعه فکری و سیاسی ایران در یک دهه ی اخیر به طور روز افزونی به کار گرفته شد ، اما به نظر می آید که همچنان ناروشن و در همان حال ، ساده می نماید و اغلب به نحوی نه چندان اندیشیده و ژرف مورد توجه و استفاده قرار می گیرد .

در بحثی که هابرماس می کند سپهر عمومی می تواند رخداد هم باشد . آرنت بحث قدرت را در قلمرو عمومی مطرح می کند و اصطلاح هابرماس سپهر عمومی است . آرنت می گوید قدرت در اینجاست و آن چیزی که دولت اعمال می کند زور است و قدرت نیست . این قدرت جنبه مثبت دارد و از یک تعادل انسانی ایجاد می شود و همین قدرت است که باعث می شود در دوره مدرن قانون اساسی ایجاد شود ، یعنی تعامل های انسانی در مورد ظوابط و ارزش ها است که قدرت را ایجاد می کند ، نه اینکه دولت ها بنشینند با هم قرار و مدار بگذازند . هابرماس هم به همین نتیجه می رسد و به آرنت هم اشاره می کند و اسمش را قدرت تفاهمی می گذارد قدرتی که از مفاهمه ایجاد می شود و می تواند مبنای قانون حقوق شود و از این لحاظ ها می شود اشتراک ها را پیدا کرد.

از خواندن کتاب متوجه می شویم نویسنده مساله اش ، مساله ایران است . حتی جاهایی به نقد استراتژی های عمل سیاسی هم می رسد و توصیه می کند که می شود با مفهوم حوزه عمومی هابرماس و آرنت استراتژی عمل سیاسی در ایران را موضوع نقد و برسی قرار داد.

سیاست در ایران همواره بدون توجه به مفهوم سپهر عمومی مورد نظر جامعه سیاسی بوده است و بی توجهی فعالان سیاسی و روش فکران به این مفهوم و عدم تمایل به درک صحیح آن یکی از مشکلات جامعه سیاسی ایران است . آنان که همچنان تحت تاثیر گفتمان مسلط و متعارف در مورد سیاست قرار دارند فعالیت سیاسی را مترادف با تشکیل حکومت ، تاسیس حزب ، شرکت در انتخابات یا تحریم آن ، مخالفت عملی سازمان یافته با حکومت ، نافرمانی و مبارزه ی منفی علیه حکومت می دانند و فعالیت در سپهر عمومی را اساسا غیر سیاسی می انگارند.

به علاوه ، حضور در سپهر عمومی در جامعه ای چون ایران اغلب غیر قابل پیش بینی و خشونت بار است و در بسیاری مواقع با توهین و ضرب و شتم ، زندان و گاه اعدام هم راه است . به بیانی دیگر در مقایسه با فعالیت در سپهر عمومی در غرب فعالیت در سپهر عمومی در غرب فعالیت در سپهر عمومی در ایران در اغلب موارد با خشونت توام است.

با نگاهی به مواضع و فعالیت های افراد و گروه ها ، از جمله روشن فکران در جامعه سیاسی ایران ، می توان به این نتیجه رسید که تعریف امر سیاسی با دیدگاه هابزی منطبق می شد . این وضع و فعالیت ها معمولا به یک دوگانه سازی و ماندن بر سر یک دوراهی منتهی می شود :

1-هم کاری با حکومت ، اعم از این که با نیت تغییر اصلاحی یا حفظ وضع موجود باشد .

2-رویارویی و از میان برداشتن حکومت ، اعم از این که به شیوه انقلابی و رادیکال یا مسالمت آمیز باشد .

اما با نگاهی به سیاست در ایران معاصر می توان نشان داد که مبارزه برای تغییر شیوه خودکامه و فساد آمیز حکومت از طریق ایجاد قدرت در برابر آن با روش ها و ابزارهای متعارف سیاسی ، مانند بسیج مردمی علیه حکومت و سیاست های حزبی و مبارزه انقلابی افراد و گروه های رادیکال با حکومت و یا تلاش برای اصلاح حکومت موجود از طریق نفوذ در قدرت ، معمولا خودکامگی و مناسبات فساد آمیز قدرت را از میان نمی برد و به ایجاد تغییرات دموکراتیک و توسعه بخش از سری حکومت منجر نمی شود .

بلکه در نهایت خودکامگی و مناسبات فساد آمیز را در صورت های دیگری باز تولید می کند . با مروری بر وقایع سیاسی از دوره مشروطه تا پایان دولت اصلاح طلب آقای خاتمی باید پرسید چرا جامعه ایران همواره در چرخه دیکتاتوری ، اعتراض تغییر حکومت دیکتاتوری قرار داشته است .

چنان که می دانیم انقلاب مشروطه چندان آزادی را تاب نمی آورد و به سرعت راه را برای دیکتاتوری رضا شاه باز می کند . در این دوره بسیاری از روشن فکران و اندیشه پردازان فعال در سپهر عمومی در درون ساختار دولت جای می گیرد و نقش های مثبتی هم در گسترش و پیش رفت فرهنگ مردم ایفا می کنند اما نمی توانند در گسترش و پیش برد دموکراسی گامی موثر بردارند .

بحث حوزه عمومی از دیدگاه هابرماس و آرنت :

بحث حوزه عمومی را نخستین بار آرنت طرح کرد و بعد هابرماس این بحث را جزء یکی از محورهای فلسفه سیاسی و جامعه شناسی خودش و فلسفه به طور کلی قرار داد. بین آرنت و هابرماس نقاط مشترک زیادی وجود دارد ضمن اینکه تفاوت ها نیز نسبتاً برجسته است. درست است که هر دو از حوزه عمومی صحبت می کنند، اما تعریف شان از حوزه عمومی متفاوت است و تجویزهای سیاسی اینها هم در حوزه عمومی با هم متفاوت است. هابرماس به آرنت چندین دین دارد و در این کتاب هم به آن اشاره شده است. بعضی از مباحث اصلی نظریات سیاسی هابرماس از آرنت گرفته شده است. از جمله اینها تمایزی است که آرنت میان کار و حوزه تعامل به کار می برد. بحث در مورد حوزه عمومی در حوزه تعامل شکل می گیرد. آرنت بین حوزه اجتماعی و سیاسی تمایز می گذارد و معتقد است حوزه اجتماعی طی تحولی که در تاریخ بشر پیش آمده است بر حوزه سیاسی سیطره پیدا کرده است و حوزه سیاسی را کنار زده است. این موضوع به مباحث فلسفی آرنت برمی گردد .

هانا آرنت سه حوزه زحمت، کار و کنش را از هم تفکیک می کند و می گوید در دوره معاصر «زحمت» که حوزه تلاش برای معاش است، وارد عرصه اجتماعی شده است و جنبش های اجتماعی و فلسفه های سیاسی قرن نوزدهم، مثل فلسفه مارکس، زحمت را که عرصه معاش است به عرصه اجتماعی ارتقا داده که از نظر آرنت جنبه منفی دارد، یعنی باعث سیطره حوزه زحمت و تلاش برای معیشت بر حوزه سیاست شده است؛ حوزه یی که به زعم آرنت مقدس است. آرنت به یونان باستان ارجاع می دهد که در آنجا شهروندان چون در حوزه خصوصی با کار بردگان کاملاً بی نیاز از کار کردن بودند، می توانستند تمام وقت شان را برای مباحث سیاسی بگذارند. در میدان های شهر یا آگورا جمع می شدند و از صبح تا غروب تمام وقت شان را در حوزه عمومی بحث می کردند. در حوزه یی که از نظر آرنت حوزه آزادی است حوزه زحمت و حوزه کار حوزه ضرورت هاست، اما حوزه کنش حوزه آزادی کامل انسان است چون انسان ها از حوزه خصوصی کاملاً جدا می شوند و راجع به مسائل عمومی بحث می کنند .

شیوه پیدایش حوزه عمومی از نظر هابرماس متفاوت است. شیوه تحلیلش در مورد پدید آمدن جامعه مدنی و حوزه عمومی با هانا آرنت متفاوت است. هابرماس پیدایش حوزه عمومی را در جامعه بورژوایی قرون هجدهم و نوزدهم جست وجو می کند. عامل اصلی پیدایش حوزه عمومی از نظر هابرماس جدا شدن سیاست از اقتصاد است. در جامعه ماقبل قرن هجدهم و ماقبل سرمایه داری فئودالی سیاست بر اقتصاد تفوق دارد و سیاست و اقتصاد در هم آمیخته اند، مثل وضعیتی که در جامعه خودمان است. طبقه یی که به عنوان طبقه سیاسی می توان تعریفش کرد و این طبقه سیاسی است که جامعه مدنی و دموکراسی را محدود می کند این شکلی از جامعه ماقبل قرن هجدهم است. فئودال ها با سلطه بر ابزار سیاسی و تسلط بر قدرت سیاسی اقتصاد را اداره می کردند. بهره کشی را سازمان می دادند و بقیه مدیریت اقتصادی را از طریق سیاست پیش می بردند. برای اولین بار با رشد طبقه جدیدی به نام طبقه بورژوا در قرن هفدهم و هجدهم و پیدایش شهرها و شهرنشینی طبقه یی رشد می کند که به تدریج حوزه فعالیت اقتصادی اش از سیاست جدا می شود و این طبقه است که می تواند در مسائل عمومی صحبت کند، برای اینکه خواست های این طبقه بورژوازی نوظهور با خواست های عامه و همگان در یک مقطع تاریخی یکسان شده است؛ یعنی خواست طبقه شهرنشین بورژوا تبدیل شد به خواست عام و برای همین حقوق بشر و آزادی های عام و برابری مطرح می شود. طرح این مسائل، یعنی برابری و آزادی و حقوق بشر در این مقطع تاریخی از یک سو با منافع خصوصی بورژوازی در ارتباط است و از سوی دیگر با منافع کلیسا و اشراف زادگان که داعیه شان تمایز در همه شئون بوده است رودررو بوده. بورژوازی، به جای شئون، اصول عام حقوق بشر و آزادی و برابری را مطرح می کند و دموکراسی از آنجا پیدا می شود و شکل می گیرد که همین شیوه نگاه در اصول دموکراسی یا حوزه عمومی هم باز مطرح است .

بحث هابرماس و آرنت جدا از پیدایش حوزه عمومی در اصول حوزه عمومی هم هست و این دو در این زمینه که اصول حوزه عمومی افول کرده است، مشترک هستند. آرنت می گوید به خاطر اینکه مسائل مربوط به معاش و زحمت و مسائل مربوط به کار برجسته شده و حوزه سیاسی را پس زده است، جامعه توده وار شده است. بحث آرنت بحث توده وار شدن جامعه است که یکی از نتایج اش افول حوزه عمومی است. از نظر آرنت در واقع زمان طلایی حوزه عمومی یونان باستان بوده است که شهروندان تمام وقت شان، نگرانی ها و دغدغه هایشان را می توانستند در حوزه عمومی مطرح کنند و حوزه خصوصی اصلاً برایشان مطرح نبود. از نظر هانا آرنت در قرن هجدهم می دانیم که فلسفه های اجتماعی مثل فلسفه مارکس این حوزه معیشت را وارد حوزه عمومی می کند و حوزه عمومی افول پیدا می کند. هابرماس دیدگاه متفاوتی دارد و می گوید دلیل افول حوزه عمومی تسلط سیستم و جهانً زیست است. در آن نظام دووجهی جهان زیست و سیستم، هابرماس معتقد است «سیستم یا نظام بر حوزه مدنی، جامعه مدنی و حوزه عمومی مسلط شده است و تحت انقیاد قرارش داده است و دولت در همه عرصه ها دخالت می کند .

برداشت آزاد توسط  رامین قهرمانی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

 

 

/ 1 نظر / 177 بازدید
کمال

بسیار استفاده کردم. واثعا ممنون و متشکرم