تاریخ، تئوری و نقد معماری

وبلاگ پشتیبان دروس تئوری و طرح معماری دکتر ایمان رئیسی

خلاصه کتاب "آفرینش نظریه معماری" نوشته جان لنگ

آفرینش نظریه معماری، نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، نوشته ی جان لنگ، ترجمه علیرضا عینی فر، نشر دانشگاه تهران

در این کتاب کوشش شده است که چارچوب توسعه نظری طراحی و به ویژه نقش علوم رفتاری در نظریه معماری تبیین شود. طی سالهای گذشته شماری از مردم شناسان ، جامعه شناسان و روان شناسان به مطالعه حرفه های طراحی ، طراحان و مساله مورد نظره معماران پرداخته اند .علاوه بر این تعداد روز افزونی از افراد حرفه ای در رشته های طراحی داخلی، معماری ، طراحی منظر و طراحی شهری ، با استفاده از فنون علوم رفتاری مطالعته سازمان یافته را انجام داده اند .

هر دو گروه احساس کرده اند که علوم رفتاری میتواند نظریه های محتوایی ، مدلها و مفاهیمی را که به درک روشنی از فرایند طراحی و ماهیت ربطی انسان-محیط منجر میشود توسعه دهد.

هر دو گروه معتقدند که نظریه ها با تحقیق غنی میشوند. هدف بالا بردن توانایی های طراحان برای طراحی فضاهای داخلی ، ساختمانها ، مجموعه های ساختمانی و محیط و منظر است. فرضیه اصلی اینست که علوم رفتاری از طریق ساخت نظریه حرفه ای طراحی را حمایت و تامین میکند ، آزمون فرضیه کار ساده ای نیست .

رفتار شناسانی که معتقد اند که محیط ساخته شده بر زندگی بشر اسر جزئی دارد و ارزش توجه را ندارد بعضی از طراحان نیز معتقدند که علوم رفتاری چیزی بیش از طرح واژه های پیچیده برای مساله ساده نیست. به نظر آنها این علوم پاره ای مطالب کم ارزش شبه علمی را مطرح میسازد که نمیتواند پاسخ گوی کیفیت نگارهای تدوین شده از طریق درک عمومی باشد.

شاید نقش اصلی علوم رفتاری در نظریه طراحی محیط ، روش نگارش به جهان هستی باشد . این علوم آموزشی را فراهم می آورد که در ان قواعد مفهومی با تجربه واقعی مواجه و مقایسه میشوند ، و فرضیه ها به جای اینکه فقط تولید شوند و به باور در آیند ، آزموده میشوند . از طریق کیفیت حرفه های طراحی محیط از حرفه هایی که علم و تحقیق را اساس کار حرفه ای قرار داده اند بالاتر میروند . افراد زیادی این حرفه ها را موفق تر از حرفه های طراحی یافته اند.

بسته به ماهیت پدیده مورد نظر روی کرد های متفاوتی در وسعت بخشیدن به نظریه معماری وجود دارد. کاربرد روش های تحقیق علمی در مطالعه زیبایی شناسی و در مطالعه مواضع هنجاری معماران نسبت به مطالعه موضوع آتی چون رفتار فضایی مشکل تر است . طراحی و مطالعه رفتار فضایی نیز از مطالعه فرایند طراحی یا مطالعه باور های یک معمار یا مطالعه زیبایی شناسی آسانتر است . دلیل ان روشن است هم در زمینه هایی چون زیبایی شناسی بیش از آنچه معرفی کردیم تحقیق وجود ندارد این ثمره ی دانش بازی از نسلهای جهان است و تبین هایی را پیشنهاد کرده که میتواند از مواضع مختلف نظری مو شکافی شود. در تدوین نظریه اثباتی برای طراحی محیط تحلیل مشاهدات و موارد مناسب باره تحقیق تحت تاثیر جهان بینیها قرار میگیرد .

به همین دلیل نظریه های اصلی فرایند های ادراک ، شناخت و عاطفه و رفتار فضایی در این کتاب مورد بحث قرار گرفته اند . 

 ارزش تحقیق و بنای نظریه

در این کتاب شیوه ارایه نظریه طراحی محیطی تابعی از مدل نظریه پیشنهاد شده است و تمام مطالب کتاب بر اساس این مدل شکل گرفته است . تدوین دانش و مدل های مفهومی زمینه های مورد نظر طراحان نیز پیشرفت زیادی نکرده است . کیفیت دانش به دست آماده همیشه متناسب با انرژی صرف شده برای تحقیق نیست .

با اینکه طی صد سال گذشته معماران و روانشناسان برای درک زیبایی شناسی فرمی کوشش زیادی کرده اند ، باز هم فهم ما از این زمینه محدود است گرچه تحقیق جدی و مرتبط با محیط ساخته شده روی عناوینی چون خلوت و قلمرو مربوط به سالهای اخیر است ، ولی با این حال موضوع های قابل درکی به نظر میرسند برای انجام تحقیق نظام یافته روی زیبایی شناسی نمادین یا زیبایی فرمی در مقایسه با موضوع های چون جرم و جنایات و محیط ، بودجه کمتری صرف میشود، چنین تفاوت هایی تا حدودی نوع علاقه جامعه را نشان میدهد و تا حدودی بیانگر علاقه ی علمی پژوهشگران است.تمام این عوامل محتوای این کتاب را تحت تاثیر قرار داده اند .هدف در اینجا روز آمد کردن جهت گیری های انسانی حرفه ای معماری است. برای انجام این کار کوشش شده است که از فلسفه های تقلید گرا اجتناب شود . شاد به این معنا باشد که طراحان باید نسبت به گذشته به متغیر هایی بیشتری توجه داشته باشند.

هوارد مایکل مشاهده یک دانشجو را در این معماری در مورده آموزش فرم ، سازه پرسپکتیو و چگونگی مواجهه با کارفرما های غیر متخصص به اندازه کافی مشکل دارد و حالا باید تمام عوامل رفتاری دیگری را نیز به ان اضافه کرد.

هر کار خلاق طراحی که حقیقتا در خدمات جامعه است ، میتواند از طریق همدلی با مردم و درکه قابلیت های محیط و آگاهی از تفاوت های فرهنگی رشد کند از سوی دیگر ، چون مطالب این کتاب سمت گیری خاص ندارد میتواند هم برای ایجاد محیط هایی که برای مردم ناخوشایند هستند استفاده شوند و هم برای ایجاد محیط هایی که انسانی اند هدف کتاب تدوین ظوابط طراحی در چارچوب یک عقیده خاص نیست ، بلکه هدف فراهم آوردن اطلاعتی سازمان یافته در مورد چگونگی نقش علوم رفتاری در تدوین نظریه طراحی محیط است. هدف عمق بخشیدن به نگاره های مشترک است.

مطالب کتاب کوششی است در جهت استنتاج از نظریه های پراکنده و یافته های مطالعات علوم رفتاری که میتواند به گونه ای در خدمت فعالیت طراحان باشد . این کتاب در محدوده هدف اصلی با کتاب های روانشناسی محیط یا کتابهایی که صرفا به روش های طراحی میپردازند تفاوت دارد ، هرچند که از مطالب آنها نیز استفاده کرده است.

کتاب توسط کسی نوشته شده که معمار و طراح شهری است و به معماران و دانشجویان معماری درس میدهد.

جهت گیری خاص ان در جمله زیر که در نتیجه گیری کتاب طراحی برای رفتار انسان آماده قابل مشاهده میباشد :

این اعتقاد وجود دارد که اگر حرفه ی طراحی محیط تشخیص داده است که عادت ها و نیاز ها و خصیصه های بهره برداران از عوامل تعیین کننده فرم آنها هستند، نسبت به حال حاضر دانش بیشتری از رابطه محیط طراحی شده و رفتار انسان مورده نیاز است.

بعلاوه اگر حرفه طراحی قصد استفاده خلاق از این اطلاعات را دارد باید به طوری سازمان دهی شود که خود را در اختیار ان قرار دهید. فرایند طراحی در حال حاضر به شدت تقلیدی است ، راه حل های گونه شناختی با شرایط جدید تطبیق داده شده و رویکرد های طراحی تکرار میشود به مانند کار حرفه ای ، توجه آموزش معماری نیز به ایجاد محصولات فرمی معطوف شده و به درک مسائل مرتبت با معماری توجه کمی میشود.

برداشت آزاد توسط  وحید صابری، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

   + ایمان رئیسی ; ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه کتاب "گزیده منظر شهری" نوشته گوردون کالن

گزیده منظر شهری، نوشته گوردون کالن، ترجمه دکتر منوچهر طبیبیان، نشر دانشگاه تهران

کتاب گزیده منظر شهری  به بررسی عوامل تاثیرگذار در شکل گیری شهر و منظر شهری می پردازد.در تعریف کالن یک ساختمان، معماری و دو ساختمان، منظر شهری و چند ساختمان در سطح شهر، محیط را تشکیل می دهداگر ساختمان ها را با هم جمع کنیم در مجموع از یک لذت بصری کهاز تک تک ساختمان ها حاصل نخواهد شد برخوردار می شویم و معتقد است مقیاس توسعه خارج از کنترل ،یا خارج از توان حرکت با پای پیاده اتفاق افتاده است. ازخصوصیات بارز شهر حضور یک جای مردم و خدمات شهری به منظور ایجاد یک مرکز پرجوش و تلاش است و جدایی گزینی های متمرکز شده، فلسفه مقابل شهر بودن است.شهر توالی از محدودیت و آرامش،فضای باز و بسته، سفری از میان فشارها و خلاهاست.او متحرک ترین هستی در شهر را انسان می داند وبیان حرکت نقش بسیار مهمی در تعریف شهر می یابد.

تفاوت درمعنی بین بزرگ بودن و افراشته بودن درتناسبات است.ایجاد نظم معقول بین عناصری که در تکوین محیط به کار رفته اند.

شهر رویداد هیجان انگیز در محیط است و روش های علمی در ایجاد شکل شهر موثر نیستند بنابراین به قدرت حس بینایی روی می آوریم زیرا بر اثر حس بینایی یا توانایی عینی است که محیط کاملا درک می شود.منظره به این خاطر مفید است که خاطرات و تجربیات ما را به یاد می آورد.یعنی همان عکس العمل های احساسی درونی که وقتی ظهور کردند قادرند روند افکار ما را برهم بزنند.سه راه مختلف که ادراک محیط در آن اتفاق می افتد:

1.مشاهدات بصری:وقتی عابر پیاده در شهر با سرعت ثابت عبور می کند، دید پی در پی داریم یعنی وقتی دو منظره (خیابان و فضای باز)در آن واحد در حافظه قرار می گیرند یک تفاوت آشکاری احساس می شود و بشر در یک احساس عمیق تری قابل مشاهده می شود.شهر از نقطه نظر ارتباط بصری به دو گروه منظره موجود و منظره متبلور تقسیم می شود.

2.مشاهدات مکانی:عکس العمل هایی که بدن نسبت به محیط پیرامونش دارد وحسی که در مکان داریم.داخل، خارج، ترس.اگرچه این حس همیشگی و ناخودآگاه بدن است که با محیط ارتباط برقرار کند ولی حس موقعیت را نمی توان نادیده گرفت و این حس خودبه خود به صورت یک عامل در طراحی محیط محسوب می شود.

3.در باب محتوا:رنگ،بافت،مقیاس، سبک، ویژگی،سرشناسی،منحصر به فرد بودن، اجزایی از ساختار شهر هستند، که چشم و ذهن را درگیر می سازند.

در اینجابه بررسی چند مورد از مواردی که در این کتاب به آنها اشاره شده پرداخته می شود.

برای  ایجاد فضای محصورمی توان از حرکت موجی استفاده نمود که یک خط متحرک بی هدف نیست، آثار شروع حرکت از یک محور یا قائده نامرئی است و انگیزه آن بستگی به برخی ازپویائی و معانیزندگی مانند سایه روشن یا دوری و نزدیکی( برعکس موازات) دارد.همانند بالا رفتن برگی در باد.طیف وسیعی از امکانات را به نمایش می گذارد.

دستکاری هنرمندانه در سطوح، بخش وسیعی از هنر منظر شهریست. رابطه مستقیم بین مشاهده گر و محیط اشیا، اعتبارشان را از ارتباطشان با سطح تحصیل می کنند.مناظر تخیلی به کمک تغییرات در سطح از متقاعد کننده ترین و ماهرانه ترین تدابیر برای ایجاد مناظر تخیلی مانند آنچه درپارک سینت جیمز و پارک سبز در لندن مشاهده می شوند هستند.ساده ترین نوع تغییر سطح شامل دیدن و آگاه بودن از موانع زمین می باشد.پایین بودن احساس صمیمیت و حفاظت را القا می کند.صفحه شیب دار که 2 سطح را به هم متصل می کند،تغییری همراه با ظرافت را ایجاد می کند. سطح شیب دار در موقعیت بهتری برای یک کاربری نهفته و ایجاد حس مکان به خصوص در جاهای شلوغ قرار دارد.در واقع شیب به عنوان یک فضای باز، یک خلا بصری ایجاد می کند. بنابراین اگرچه سطوح عوض می شوند ولی نیاز نیست که ما برده آن باشیم.ارتفاع با امتیاز و عمق با صمیمیت برابری می کند.بالای سطح مرجع،ارتفاع،امکان دیدن منظر،احساس مزیت و زیر سطح مرجع ویژگی خصوصی و گرم احساس جدایی در جایی که مناسب باشد.

تغییر سطح،حرکت موجی و حس سرزندگی همان سطوح کاملا مسطح هستند که یک انحراف جزئی را به نمایش می گذارد.

کف از عناصر مهم پیوستگی و یکپارچگی در شهر محسوب می شود که ساختمان های غنی ازنظر ترکیب و رنگ در روی کف به صورت برجسته تری جلوه می کند.بدون عنصر کف ساختمان ها در مقابل هم چیده شده اند ولی تشکیل شهر نداده اند.تفاوت بین درون و بیرون باید از یک درجه و یک نوع باشد.امروزه خسارت عمده ای که شهرها می بینند از بی هویت شدن کف و فضای بین ساختمان هاست.در واقع کف به جای عامل ارتباطی به عامل تقسیم تبدیل شد.کف در شکل و رنگ متفاوت و بافت مختلف، حرکت را مشخص می کند.

راههای پیاده با الگوهای متنوع به شهر حالت پیوستگی می دهد.شریان های رفت و آمدی هویت فردی را از بین می برند، ولی یک شبکه اندیشیده و استوار از راههای پیاده ،یک الگوی انسانی را به وجود می آورد.

اگر از نظر بصری ارتباط اینجا و آنجا ارزشمند است ولی از نظر کاربردی ممکن است سازگار نباشد بنابراین مانع داریم .4 نوع مانع وجود دارد که مانع دید نبوده و فقط دسترسی فیزیکی را می بندد.نرده کشی، درختکاری، تغییر سطح، آب

حصار جهت محدود کردن محدوده ی یک مالکیت برای جلوگیری از دست یازیدن مردم و حیوانات به قلمرو موصوف به کار می رود.حصار نرده ای از موثرترین و قدیمیترین شکل حصار است و در واقع یک آگاهی بصری و مرز فیزیکی ایجاد می کند.حصار سنگی و زنجیر راه حل های فوری و عملی برای جلوگیری از فاجعه هستند.در عین حال بازدارنده ها یا نشانه هایی داریم که گاهی ایجاد محیط های بسته به روش های غیر مسئولانه مهندسی توسط آنها عمومی ترین و معمولی ترین منابع فجایع بصری در شهرهای ما هستند.همانند بعضی از نرده گذاری ها.

موانع به انواع اخلاقی مثل قطعه چمن که فضا و فاصله هر دو مورد نیاز است، موانع عملی،موانع آبی،موانع عینی تقسیم می شوند.درختکاری وبوته به عنوان نشانه بازدارنده به صورت مصالحه ناپذیری یک مانع فیزیکی می باشد.دیواره های سبز انبوه، بخش مرکزی مجزا شده را می پوشاند.بنابراین هر نوع لطف و زیبایی که منظر ساز برای بیننده به وجود آورده به صورت آثاری شگفت انگیز متجلی می شود.

این بودن، شاخصیت(typicality (بافت خاص، رنگ سفید، شادی و تاکید را القا کرده و رنگ سیاه بی تفاوتی و انکار را می رساند.

توجه به جزئیات از موارد پر اهمیت دیگر می باشد زیرا با عادت دادن چشم به این عمل، دنیای انسان ساخت در زمینه جذابیت  و کیفیت شروع به گسترش خواهد کردوتجربه ای ازکیفیت ها،رنگ و محتوی،سایه و الگو و یک احساس از غریبگی ذاتی از اشکال مکانیکی و ساختاری ایجاد می کند.

پیچیدگی کیفیتی است که چشم را به خود جذب می کند.بعدی اضافیست که از طریق دانش و تجربه بدست می آید.

به جا بودن از توجه دو جانبه ای که یک جامعه سالم آن را در بین اعضا خود حفظ می کند برگرفته می شود و با رفتارهای اجتماعی مغایرت دارد.به جا بودن هرگز خفقان آور نیست بلکه بیان خویشتن در یک چارچوب متمدنانه است.

خالی بودن،گستردگی بیکران آسمان و هندسه احساسآشکار بودن و نمایانی را به وجود می آورد.

می توان از خطای باصره و استعارات در بیان مفهوم استفاده نمود و گاهی نیز با حذف موضوع اصلی برای اهمیت بیشتر می توان غیبت محسوس ایجاد نمود.همانند این تصویر که اگرچه صلیب حذف شده است اما به وضوح می توان آن را دید و درک نمود.

کیفیت مقیاس در ساختمان ها ،ساختارها و درختان از قدرتمندترین ارکان بخش ترکیب و الحاق است.مقیاس به معنای اندازه نیست بلکه ادعای جدانشدنی مربوط به اندازه است که ساختار برای چشم ایجاد می کند.مقیاس و اندازه دست در دست هم از اجزا غیر تفکیک بناهستند.همچنین مقیاس در نقشه و حس مقیاس در بافت شهری از موارد فوق العاده  پر اهمیت است.

شکستگی در یک خیابان چشم را در برمی گیردولی مانع پیشرفت دید از منظره آنسو نمی شود.انحراف وتغییر زاویه فضای ثانوی را ایجاد می کند.فضایی که دیده نمی شود ولی احساس آن وجود دارد.

پس رفتگی در منظر سازی کاربرد دارد ولی نمی تواند در چارچوب پرسپکتیو ظاهر شود.

پله ها به هر طریق که به آنها بنگریم در مضمون خودشان یک درون بینی نافذی به کیفیتی که ما سعی می کنیم آن را پنهان کنیم القا می کند و نشان دهنده درایت و تسلط بر محیط است.

تجمع تا قرن بیستم به عنوان پدیده ای طبیعی و یک رسم و یک حق پذیرفته شده بود در واقع از تقاطع به عنوان نقطه کانونی استفاده می شد.جسم ثابت نسبت به جسم متحرک مانند یک آهن ربا عمل می کند.انگیزه برای اتخاذ چنین آرایشی از خواست های انسان برای تعالی صورت می گیرد و نه از بی تفاوتی در برابر فضای آزاد و پوشانیدن این فضاها با اشیائی که موجب مزاحمت برای انسان می گردد.

فضای نیمه بسته سیستم خطی شهر را به فواصل قابل هضم و یکپارچه از نقطه نظر بصری، در عین حال که احساس توالی نیزدر آن حفظ می شود تقسیم می کند.این فضا بیان حرکت است و از نوعی بی نظمی و عدم تقارن در طرح ناشی می شود. در مقابل فضای بسته فضاییست کاملا خصوصی،ساکن و خودکفا.

عملکرد با نگاه به نقشه بایستی قابل تشخیص باشد.دلایل بی شکلی بسیاری از شهرهای مدرن عدم وجود صفت ممیزه و ساختاری برای شهر است کهشریان اصلی شهر را مشخصمی کند.

روشنائی خیابان:2 پدیده  1.طراحی ذاتی 2 . ارتباط،پهلوی هم گذاری این قطعات طراحی شده.

3 تقاضای اصلی منظر سازان در این زمینه: وحدت در مقیاس.وحدت در فضای جنبشیو ایجاد فضای حرکت و تناسب می باشد.

آنچه ما نیاز داریم ادغام نوررسانی خیابان با بافت و خصوصیت شهری است،چه در روز و چه در شب.روشنایی و منابع روشنایی در آگاهی کامل و عشق به شهرهایماناستادانه و با مهارت به کار برده شده اند.

تبلیغات بخشی از تمدن ما هستند و در نظر گرفتن جای مناسبی به جز بزرگراهها برای آنها سخت می باشد.4 اعتراض به آگهی های خیابانی وجود دارد1.اعلانات ناسازگارند و مزاحم ایمنی می باشند2.در بزرگراهها بوده و مردم اختیاری به جز توجه به آنها ندارند. 3. محیط را زنده می کنند و ذائقه عمومی را پایین می آورند.4.توجه موتورسواران و رانندگان را برهم می زنند. که مورد 3 درست است و ذائقه عمومی خود میانه است و همچنین یک شیفتگی از عامه پسندی در بر دارد ولی محدود کردن تبلیغات ذائقه عمومی را بالا نمی بردبلکه سرزندگی را هم از بین می برد.درواقع بیان به خودی خود شکلی از آموزش است.

اولین مفهوم از منظر دیواری که با آن برخورد می کنیم گرفتن بیشترین اثر سازگار با محیط می باشد.یک دیوار مناسب محیط با بافت مشخص و رنگ سفید.فضای خالی مانند کاغذ سفید برای هنرمند می تواند حادثهانگیز باشد.منظر دیواری از ساختار واقعی مشتق می شود.خواه آن انعکاسی بر روی دیوار شیشه ای،الگوی یک قاب فولادی یا به بیان دیگر ساختاری باشد.در واقع در عین حال که یک نقاشی دیواریست با آن فرق می کند.

مردم قلمرو پذیرند بنابراین تقسیم بندی شهر اهمیت می یابد.این جا و آنجا:یعنی ایجاد بلافاصله یک اینجا و پذیرش این واقعیت که در مقابل یک آنجا هم وجود دارد.فضای بسته انسان ساخت حتی در ساده ترین نوع، محیط را به دوبخش اینجا و آنجا تقسیم می کند.درون به خارج گشوده.بیان حجم های داخلی به صورت حجم هایخارجی.

فضاو بیکرانگیدر آسمان، آشکار نیست مگر آنکه آسمان در جایی که قدم می زنیم دیده شود.برآمدگی: فضایی که قابل تصرف است باعث انگیزه تصرف می شود.سرپوشیده:سرزندگی.فضای عملکردی:نمایش خیابانی.بی واسطگی:رابطه مستقیم تماس بصری بینانسان و محیط.آب: مرز گذار بین آب و خشکی بزرگترین تباین های روانی را ارائه می کند.شهرهای کنارآب باید روی دریا زندگی کنند.گنبد:منظر رابا حجم خود مسدود می کند.

 و درآخر پیام کتاب در این است که مناظر و سرگرمی های فراوانی وجود دارند که همه آنها را از محیط داریم.هنر محیطی وجود دارد.و این یک حقیقت اساسی از منظر شهریست،اما این حقیقت در طی راه گم شده است.از یک سو توسعه شهر و حفاظت محیط زیست توسعه پیدا کرده از سوی دیگر محیط به مرکز تجمع لانه زنبوری با آلودگی بصری ظالمانه تبدیل شده است.قدرت و خلاقیت این نسل کم شده و زمان آن است که از هنر چیدن اجزا محیط در کنار هم تعریف روشنتری ترسیم و اصول آن اعلام و نتایج عادی آن بیان شود.نت ها باید باشد تا بتوان نواخت.


برداشت آزاد توسط  فائزه نسوری، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

 

   + ایمان رئیسی ; ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه کتاب "تفسیر محیط" نوشته موگروئر

تفسیر محیط : به روش های سنتی و ساختار زدایی و هر منوتیک، نوشته ی: روبرت موگروئر، ترجمه ی دکتر منوچهر طبیبیان، نشر دانشگاه تهران

 

رویکرد سنتی :

در این رویکرد آنچه ما میسازیم و تآویل میکنیم هر دو یک آینه و یک چراغ هستند زیرا آیینه حقیقتی را منعکس میکند که از آن نشآت گرفته و چراغ خلاقانه آن حقیقت را روشن میسازد.

در این رویکرد نگاهی به زندگی ویتگنشتاین و حرفه و تئوری وی می پردازیم:

ویتگنشتاین شخصی نا آرام بود.دانش فیزیک و مهندسی هوانوردی داشت.مدتی انزوا را اختیار کرد...

زندگی پر تنوع و پر تنش وی باعث بوجود آمدن دو ویژگی در وی شد : 1-شخصی بسیار قوی و نیرومند 2- کشش ظاهرا بدون مقاومت به تقاضا و نیاز های متضاد فن آورانه و فلسفی ...

فلسفه وی ,نا آرامی ,جدیت ,منطق و فن آوری او را نشان میدهد.وی در خلال دوره ها و در گیری با فلسفه ,به طراحی و نظارت خانه مسکونی خواهرش اختصاص داد.

بنا در محله ای قرار داشت که تلفیقی از ویژگی های غیر عادی و معمولی بود.محله و خانه های پیرامون ساده بودند و بومی.شکل مکعب گونه خانه در هماهنگی با خانه های نا خوشایند محله تضاد خاصی را نشان نمیدهد.اما طرح مدرن بیرون خانه از آنجا که ویتگنشتاین خیلی کم در مورد معماری مدرن فکر میکرد عجیب بود.در هر حال خارج بنا به روشنی متعلق به زمان و مکان و فرهنگ خود تعلق دارد.درون خانه و پنجره و درهای شیشه ای نمونه بارز از علاقه وی بر کنترل فنی و تناسبات فنی که اغلب تقاضای غیر ممکن را ممکن می نمود.تقسیم بندی درها و پنجره ها بدون حا ئل افقی ,آسانسور نمایان ...روشهای فن آوری درست همانند روش های معمولی و منطقی زبان است که در فلسفه وی نمایش داده میشود. دیدگاه وی در مورد معماری :معماری باید جاودانی باشد.     پیام خانه ویتگنشتاین : این خانه نشانه ای برای نمایش فرهنگی بود که در آن شکوفا شده بود.

رویکرد ساختار زدایی:

این رویکرد شاید به دلیل اینکه زیاد از حد جدید است نمی توان آن را یک سنت رشد یافته دانست .این رویکرد تحت سلطه ژاک دریدا قرار دارد.

در این رویکرد به ساختارزدایی اهرام می پردازد:

اهرام مصری : بر طبق تفسیر متعارف و سنتی , اهرام مصری رسیله ای برای ورود به جاودانگی ,قلمرو ابدی خدایان و زندگی پس از مرگ زمینی است.مصریان بر این باور بودند که خدای خورشید نیروی زندگی را به پسرش فرعون داده.عملکرد نهایی اهرام , نگهداری فرعون در حضوری ابدی بود.                                          

اهرام نئو کلاسیک فرانسوی:در فرانسه قرن 18 , اهرام بار دیگر با بینشی نئو کلاسیک مطرح شدند و وانمود میشد که آنها حضور و هویت را تایید می کنند. آنها میبایست جانشین انواع مصری خود گردند,که موفق نشدند.سنت فرانسوی برای بی اعتبار کردن سنت مصری , نا گزیر بر خودنیز خط بطلان کشبد. بدین ترتیب نه تنها سیستم قدیمی را که در صدد جانشیتی اش بودند, بر هم زدند,تنها اساس و امید خود را برای موفقیت نبز به هم ریختند. آنها از اهرام برای بنای یادبود که یاداور در گذشتگان نامی بود استفاده کردند.

اهرام پست مدرن: می توان گفت که خلوص هرم ,استوانه,کره و مربع , اساس معمول هنر (کلاسیک) فرانسه در هر دوره و سبکی به شمار میرود. طرح پئی برای لوور که تمرکز بر سنت عظبم کلاسیک است,مناسب میشود. استفاده آرتا ایسوزاکی از اهرام در موزه هنرهای معاصر در لس آنجلس...                            

اهرام لوور و موزه هنر های معاصر در لس آنجلس در استفاده از نور به عنوان یک پدیده طبیعی مانند یکدیگرند.در روز نور را به داخل هدایت می کنند و مانند آینه در شب شهر و آسمان اطراف را منعکس میکنند.این اهرام پست مدرن در ارتباط با خود با نور و زندگی ,کاملا مخالف اهرام سنتی , مصری و نئو کلاسیک هستند. با اینکه نور اهمیت کیهانی برای مصریان داشت , این کار پئی و ایسوزاکی مفهوم اهرام مصری و پایه و اساس مفروض ایشان را در مورد نور مقدس دفع می نماید.

رویکردهرمنوتیک:

هرمنو تیک ,تفسیری است که از متن حاصل میشودو به دنبال توضیح چگونگی شناخت میباشدتا ارائه یک شیوه جدید.این رویکرد افراطی است به ابن دلیل که رویکرد سنتی را متزلزل میکندو محدودیتها را که تا کنون مورد قبول بوده به نمایش می گذارد.

در این رویکرد به خلقت طبیعت امریکا از دو دیدگاه می پردازد.و در اصل شناخت امریکایی از طبیعت عمدتا مذهبی بوده است.

بهشت طبیعی که هم اکنون بخشیده شده است:از آنجا که آمریکا فاقد تاریخ و بسیار با اروپا متفاوت بود,نه تنها نقاشی کردن آن دشوار بود بلکه درک آن نیز با مشکل مواجه بود.طبیعت بکر هم به صورت یک ویژگی منحصرا امریکایی و هم به صورت حامل معنی نشان داده شده است. زیرا به صورت بهشتی زمینی یعنی محلی مادی و معنوی برای سکونت داده شده است.

بهشت موعود,طبیعت بکر که متحول میشود:در این تعبیر اگر چه باز هم امریکا به عنوان مکان موعود برای بهشت دوم مورد توافق بود ,اما این بهشت باید طبیعتی وحشی می بود که باید مقهور و رام میشد,یا به عبارت دیگر در این دیدگاه ,طبیعت بکر یک بیابان یا زمین بایر است که فقط ایجاد تحول و مبارزه با بی ثمری آن میتواند بهشت دوم یا بهشت روی زمین را بسازد.


برداشت آزاد توسط  آناهید حسینی مقدم، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

   + ایمان رئیسی ; ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه کتاب "محیط های پاسخده" نوشته بنتلی و همکاران

بنتلی، ای ین و همکاران (1382)، محیط های پاسخده، ترجمه مصطفی بهزادفر، نشر دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران.

محیط ساخت بشر یک نظام سیاسی، اجتماعی با قوانین و با حقوق خاص خودش است. در حقیقت آنچه که از مادیت یک ساختمان و حتی یک شهر سر برمی آورد ماهیتا یک مقوله سیاسی- اجتماعی محسوب می گردد.

محیط ساخته شده دست بشر باید با تقویت فرصت های مناسب، از طریق به حد اعلا رساندن گستره گزینه های قابل عرضه به مردم، یک محیط دمکراتیک برای استفاده کنندگان فراهم آورد. اینگونه مکانها را مکان پاسخده می نامیم.

طراحی یک مکان می تواند از جنبه های متفاوتی بر قدرت یا نحوه انتخاب مردم تاثیر بگذارد:

فصل اول:  نفوذ پذیری

فقط فضاهایی که برای مردم  قابل دسترسی باشند به مردم آنها حق انتخاب می دهند. بنابراین حدی از قدرت انتخاب، یک معرف کلیدی جهت ارزیابی پاسخ دهندگی محیط است که این کیفیت را نفوذپذیری می نامند.

نفوذپذیری هر نظامی از فضاهای همگانی به تعداد راه های بالقوه ای که برای عبور از یک نقطه به نقطه دیگر در نظر گرفته شده است بستگی دارد .که البته این راه ها باید شفاف و دیدنی باشند در غیر اینصورت تنها افرادی که با آن آشنایی قبلی دارند از آن سود می برند. در این راستا نفوذپذیری بصری نیز اهمیت پیدا می کند.

3 مورد از شیوه های طراحی که موجب کاهش نفوذ پذیری فضاهای همگانی می گردد:

-  بزرگ در نظر گرفتن مقیاس ساخت و ساز : یک مکان مشتمل بر بلوکهای کوچک از راه های دسترسی بیشتری نسبت به مکانی که صرفاً از یک بلوک بزرگ تشکیل شده باشد برخوردار می گردد. همچنین موجبات افزایش نفوذپذیری بصری و ارتقاء میزان آگاهی مردم جهت برخورداری از گزینه های استفاده بیشتر را فراهم می آورند.

-  به کارگیری یک نظام سلسله مراتبی در سازماندهی فضایی عرصه طراحی: نظام سلسله مراتبی طراحی راه ها و بنایی از معابر بن بست و دور برگردان ها ایجاد می کند که قدرت انتخاب مسیر را به کمترین میزان ممکن می رساندو میزان نفوذ پذیری را کاهش می دهند.

-  جدایی سواره و پیاده: به وسیله جدا کردن کاربران فضای عمومی به گروه های مختلف نظیر پیاده و سواره و محدود کردن هر کدام به وسیله شبکه راه های جدا از ه از میزان نفوذ پذیری به طور موثری کاسته می شود.

مقوله نفوذ پذیری در دو مقیاس اهمیت پیدا می کند:

1-     شریان هایی که عرصه طراحی را به شهر همچون کل واحد پیوند می زند.

2-     شریان هایی که عرصه طراحی  را به حوزه پیرامونی آن پیوند می زند.

فصل دوم: گوناگونی

نفوذپذیری به تنهایی نمی تواند واجد کارایی زیادی باشد. مکان هایی با دسترسی آسان زمانی مفید واقع می شوند که به حق انتخاب و جریان اعمال تجربه ها سمت و سو دهند.

گوناگونی تجربه فضا دلالت بر ویژگی های محیطی مکان هایی می کند که واجد فرم ها، استفاده هاو معانی گوناگون باشند.گوناگونی استفاده کلید و گره گشای سطوح دیگر گوناگونی است:

-         مکانی که دارای گوناگونی کاربری باشد دربر گیرند گونه های متنوع ساختمانی با فرم های متنوع می گردد.

-         یک چنین مکانی انسان های مختلفی را در اوقات گوناگون با منظورهای متنوع به خود جذب می کند.

-         از آنجا که گوناگونی فعالیت ها،فرم ها و مردمان موجب فهم و تصویر ذهنی مرکب غنی می گردد، کاربران مختلف با شیوه های گوناگونی به تفسیر و فهم مکان می پردازند: این امر معانی متنوعی را عرضه می دارد.

هدف از گوناگونی این است که میزان حق انتخاب را فزونی دهد. اما قدرت انتخاب خود به میزان تحرک بستگی پیدا می کند.

وقتی که نواحی مختلف به حوزه های تخصصی با کاربری واحد تبدیل گردند از میزان گوناگونی داخل آنها کاسته می شود.

گوناگونی کاربری هایی که یک پروژه می تواند پشتیبانی کند به سه عامل اساسی زیر بستگی پیدا می کند:

-         درجه تغییرات و گستره انواع فعالیت هایی که می خواهند در آنجا جای بگیرند، چیزی که ما آنرا تقاضا می نامیم.

-         امکانات عرضه فضای توانمندی که بتواند این گستره از فعالیت ها را در خود جای دهد.

-         میزانی از اندرکنش مثبت بین این دو، که به وسیله طرح ترغیب یا تشویق می گردد.

یک توازن بین شرایط کیفی بنا و عمر ساختمان، موجب خواهد شد تا تنوعی از اجاره ها، با تنوعی از استفاده ها نیز پشتیبانی گردد.

تنوع فعالیت ها موقعی در متن ایجاد کیفیت گوناگونی کار خواهد کرد که به صورت دو جانبه همدیگر را پشتیبانی کنند.

پشتیبانی دو جانبه:  برخی از فعالیت ها- کاربری های اولیه – به سان آهنرباهایی عمل می کنند که مردم را به طرف یک عرصه طراحی جذب می کنند. عرصه تمرکز واحدهای مسکونی و محل های کار جزء کاربری های اولیه هستند. فروشگاه ها و مراکز تجاری نیز واجد چنین تاثیری هستند.  متقابلا کاربری های ثانویه به عناصری تفسیر می شوند که از هرگونه قدرت جاذبه برای کشاندن مردم به طرف خود عاری هستند. لذا مردم به تبع استفاده از کاربری های اولیه گاهی متوجه کاربری های ثانویه می گردند.

عنصر زمان: برخی از کاربری های ثانویه – به ویژه آنهایی که غالبا جنبه تفرجگاهی دارند، نظیر قهوه خانه ها و غذاخوری ها_ به زمان کاری خیلی طولانی نیاز دارند. چنانچه همکاران وابسته به کاربری های اولیه حوزه فعالیت این عملکردها بتوانند در مقاطع زمانی طولانی تری مشتریان را به طرف خود بکشانند کمک بزرگی به کاربری های ثانویه می باشد.

شهرهایی که با الگوی مدرن ناحیه بندی شده اند به طور ناامید کننده ای در این جریان مردود شده اند.

توجیه عملکردی:برخی از کاربری ها بدلیل ناهماهنگی یا عدم تناسب نمی توانند در کنار یکدیگر قرار گیرند.

فصل سوم: خوانایی:

مردم موقعی می توانند از منافع گزینه هایی که آن کیفیات را عرضه می داند بهره گیرند که بتوانند سامان فضایی مکان و آنچه را که در آنجا می گذرد درک کنند. خوانایی کیفیتی است که موجبات قابل درک شدن یک مکان را فراهم می آورد.

خوانایی در دو سطح اهمیت پیدا می کند: فرم کالبدی و الگوهای فعالیت . این دو باید به تکمیل یکدیگر بپردازند.

خوانایی و شهر سنتی:  در شهرهای قبل از قرن بیستم معمولا ساختمان هایی که به دلیل اهمیت بیشتر از سایر ساختمان ها متمایز می شدند واجد بالاترین ارتباط و پیوند با کارکردهای همگانی بودند. این شهرها از بعد خوانایی خیلی خوب کار می کردند.

شهر مدرن:  شهر مدرن فقط از این جنبه که، ساختمان ها نمی توانند دروغ بگویند، خوانایی دارند.

شباهت بین ساختمان های همگانی مهم و ساختمان های خصوصی غیر مرتبط با نیازهای همگانی، که مخل خوانایی بصری است باعث ایجاد آشفتگی الگوهای فعالیتی گشته است.

جدایی راه های پیاده و سواره: تمایل به جدایی مسیر حرکت پیاده و سواره، میزان خوانایی مقیاس پیاده را هم در بخش مرکزی و هم در حومه های شهری خیلی پایین آورده است.

سامان فضای کالبدی خوانا:  طراح صرفا با ترتیب بندی کالبدی سامان فضای مربوطه این امکان را ایجاد می کند که مردم با درک محیط به تشکیل یک تصویر مشخص در ذهن خود بپردازند.

پژوهشگران با استفاده از تکنیک های مختلفی چون مصاحبه و کنکاش درباره چگونگی جهت یابی و جهت گیری در مکان و یا تقاضا از مردم برای ترسیم کردن نقشه ای از مکان مورد تحقیق، آنگونه که در ذهن دارند، تصور ذهنی مردم از مکان را کشف کنند.

عناصر کالبدی کلیدی:

راه ها: مکان هایی چون خیابان ها، کوچه ها، بزرگراه ها، خطوط راه آهن و ...

گره ها: مکان های متمرکز و کانونی، نظیر تقاطع ها، فلکه هاو میدان های تجاری.

نشانه ها: نشانه ها نقاط و نکات اجاع دادنی هستند که غالب مردم نقش نشانه ای شان را از بیرون تجربه می کنند.

لبه ها: لبه ها عناصر خطی هستند که به عنوان راه استفاده نشده و یا ماهیت راه بودنشان کاربری نداشته و در هاله ای از کارکردهای دیگر پنهان نگه داشته می شوند. مانند عناصری چون رودخانه، خطوط آهن زیرزمینی و بزرگراه های ارتفاع گرفته از سطح زمین.

حوزه ها: راه ها، گره ها، نشانه ها و لبه ها اسکلت یا استخوان بندی تصور ذهنی شهر را بنا می نهند، که سطوح نه چندان پراهمیتی از بافت شهری گوشته آن را تشکیل می دهند. این حوزه ها یا توسط الگوی کاربری متفاوت یا شخصیت بصری متفاوتشان از یکدیگر تمیز داده می شوند.

محصوریت راه: به راه یک شخصیت پربار یا قوی داده شود.به طوریکه کاربران به آسانی قادر به تشخیص و تمایز آن باشند،و اینکه باید اهمیت نسبی کارکردی راه مشخص شود.

گره ها:  میزان تاکیدی که لازم است روی هر یک از گره ها شود به سه عامل اساسی بستگی دارد: 1.نقش کارکردی خیابان هایی که تقاطع را تشکیل می دهند. 2.نوع فعالیت ها در ساختمان های مجاور 3.انتظارات مرتبط بر گره های موجود در یک حوزه

توالی نشانه ها: در برخی موارد به نشانه های حد میانه ای نیاز است که موقعیت کاربران را در طول راه هایی که بر دغدغه ذهنی شان سایه افکنده است نشان داده، و به آنان یک حس رسیدن و در حال رسیدن به جایی را القا نماید.

فصل چهارم: انعطاف پذیری

ترکیب توانمند مکان هایی که بتوانند برای منظورهای مختلفی استفاده شوند در مقایسه با مکان هایی که فقط برای یک نوع استفاده طراحی شده اند، به استفاده کنندگان خود حق انتخاب های بیشتری می دهند.

انعطاف پذیری در فضاهای بیرونی همگانی: این خود فعالیت ها هستند که به عنوان یک عامل پشتیبان مهم برای سایر فعالیت ها عمل می کنند. امکانات بالقوه فضاهای بیرونی انعطاف پذیر، به فعالیت ها یا تشکیلاتی وابسته است که در نواحی یا بخش های مجاور بلافصل آن ها اتفاق می افتد.

در این مرحله، ما روی جزئیات طراحی تک بناها و مکان های بیرونی تمرکز می کنیم، هدف ما در اینجا این است که سازمان فضایی مکان ها را برای در برگرفتن بیشترین حد ممکن فعالیت ها و استفاده های آتی چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت آماده سازی نماییم.

فصل 5: تناسبات بصری

همینکه یک مکان بنواند به وسیله کیفیات ظاهری خویش مفاهیمی را به مردم منتقل کند که آنها را با حق انتخاب هایشان آشنا کند، آن مکان دارای تناسبات بصری است.

  مناسبت بصری را تعابیر و تفاسیر مردم از یک مکان به وجود می آورد که می توان پاسخ دهندگی را در سه سطح زیر تقویت کند: 1- به وسیله ی پشتیبانی از خوانا بودن در فرم و عملکرد:  برای تقویت و تحکیم خوانایی حوزه ای که بنا در آن قرار دارد باید به طراحی جزئیات ظاهر بپردازیم. جزئیات ظاهری مکان باید در خوانایی الگوی کارکردهای آن به مردم کمک کند.

2- به وسیله ی پشتیبانی گوناگونی :  جزئیات ظاهری ساختمان باید به وسیله ی ایجاد تصور ذهنی مناسب از حوزه چیدمانی برای هر یک از کاربری های در خور توجه فراهم آورد تا در به وقوع پیوستن این همزیستی کمک نماید.

3-  به وسیله ی پشتیبانی از انعطاف پذیری در مقیاس کوچک و بزرگ: جزئیات ظاهری باید با توجه به تناسبات و مقتضیات هر کدام از کاربری های فضا این مکان امکان بالقوه را تقویت کند.

نقش جزئیات ظاهری: جزئیات اجرایی ظاهر توده ها نقش قابل توجهی در پاسخ دهندگی هر یک از سطوح قابل رویت ایفا می کند.

برای اینکه مردم به داشتن تعبیر و تفسیری پاسخده نسبت به مکان تشویق شوند باید ابتدا از نحوه ی تعبیر و تفسیر کنونی آنان درباره ی اماکن اطلاع پیدا کرد، مردم علائم بصری را دارای معانی ویژه ای می دانند، اما مردم در یک خلاء اجتماعی آموزش نمی بینند.

برای پشتیبانی از خوانایی ما به شاخص هایی نیاز داریم این شاخص ها عبارتند از: شاخص های زمینه ای پشتیبانی از خوانایی و شاخص های کاربری، پشتیبانی از گوناگونی و انعطاف پذیری.

با به کارگیری شاخص های زمینه ای اهداف خوانایی تحقق می یابد و شاخص های کاربری اهداف مربوط به گوناگونی و انعطاف پذیری را پشتیبانی می کنند.

فصل ششم: غنای حسی

باید تجربیات حسی استفاده کنندگان را، انهم به ترتیبی که موجبات لذت آنان را فراهم آورد ارتقاء بخشید. این کیفیت را که موجب بالا بردن قدرت انتخاب مردم می گردد، غنای حسی می نامیم.

حس های دخیل در الزامات طراحی را می توان به ترتیب زیر بر شمرد:

1-     حس جابجایی (حرکت)2- حس بویایی 3-حس شنوایی 4- حس بساوایی (بساوش)

چنانچه شرایط محیطی ثابت باشد مردم فقط از دو راه می توانند تجربیات حسی متفاوتی داشته باشند:

1-    متمرکز کردن توجه روی منابع مختلف تجربیات حسی به تناسب فرصت های مختلف

2-    جابجا شدن یا حرکت از یک منبع به طرف منبع دیگر

حس بینایی: بینایی حس سلطه به شمار می آید به دلیل قدرت جمع آوری اطلاعات و قابلیت تحت کنترل بودن آن. فقط کافی است خود را جا به جا کنیم تا آنچه که مورد مشاهده ماست تغییر کند

مبانی غنای  حس بصری:  غنای حس بصری به طور قابل توجهی به حضور تضادهای بصری در سطوح مورد بررسی وابسته است

تضاد های بصری:  تضادهای بصری می توانند با خلق رنگ در سطوح دو بعدی و یا تنوع خود سطوح در حالت سه بعدی حاصل گردند. تأثیرگذاری این راهکارها به دو عامل وابسته است:

1-     جهت گیری سطوحی که مورد دلمشغولی اند.

2-     جایگاهی که از آنجا رویت می گردد.

مراحل و زمان هایی دید و تعداد بینندگان:

در روند اتخاذ تصمیم جهت تأمین غنای حسی مناسب، باید 3 عامل اساسی زیر مورد توجه قرار گیرند:

1-  دامنه ی فواصلی که قسمت های مختلف طرحواره می توانند از آنجا رویت شوند.

2- شمار نسبی کسانی که محتملاً از محل های دید مختلفی ساختمان مورد نظر را رویت می کنند.

3- طول مدتی که در خلال آن دیدها و مناظر مورد تجربه واقع خواهند شد.

الزامات زمان رویت:  این امر مهمی است که سطح مورد نظر چنان سامان داده شود که قدرت ماندگاری توانمندی هایش برای یک دوره زمانی طولانی تداوم یابد، با اعمال سه راهکار زیر می توان به این مهم دست یافت:

1-     از طریق اعمال پیچیدگی بصری عظیم و پر قدرت.

2-     از طریق ایجاد شگفتی ها و یا اعمال رمز و رازهای بصری.

3-     از طریق تعبیر و تفسیر و یا تصمیم تصورات ذهنی مناسب.

فصل هفتم: رنگ تعلق

زمینه سازی طراحانه برای اینکه مردم به زدن نشان خویش بر مکان هایی که کار و زندگی می کنند تشویق شوند. (مشارکت مردمی)

دلایل حمایت از رنگ تعلق:

-          دستیابی مردم به محیطی برآمده از علایق، ارزش ها و نشانه های شخصیتی خویش.

-     روشناتر شدن الگوی فعالیتهای یک مکان، این امر در محیط های انعطاف پذیر که در طول زمان گستره وسیعی از کارکردها را در خود جای می دهند، اهمیت ویژه ای دارد.

رنگ تعلق کاربران را به ایجاد ظواهر متفاوت در ساختمان تشویق می کند و نوع هر کاربری را صحیح تر و روشن تر می سازد.

گونه های رنگ تعلق:

کاربردن به دو طریق به فضا رنگ تعلق می دهند:

-          با بهبود وضع تسهیلات کاربردی

-          با تغییر تصویر ذهنی از مکان

مردم به دو حالت دید عمده تصویر ذهنی خود نسبت به یک ساختمان را رنگ تعلق می بخشند:

در حالت اول زمینه ی موجود با تصویر ذهنی کاربران سازگار است که می توان آن را رنگ تعلق توافق جویانه نامید. در حالت دوم زمینه ی موجود با تصویر ذهنی کاربران سازگار نیست که می توان آن را رنگ تعلق شفاجویانه نامید.

محدودیت ها در رنگ تعلق:رنگ تعلق از سه عامل اصلی تأثیر می پذیرد:

-          نحوه تصرف

-          گونه ی ساختمانی

-          تکنولوژی

 

برداشت آزاد توسط  میترا مقصودلو، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

   + ایمان رئیسی ; ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه کتاب "سپهر عمومی" نوشته مسعود پدرام

پدرام، مسعود (1388)، سپهر عمومی: بررسی اندیشه های هانا آرنت و یورگن هابرماس، نشر یادآوران، تهران

کتاب سپهر عمومی گزارشی تحلیلی از نظریه قلمرو عمومی از دیدگاه آرنت بر اساس کتاب ماندگارش "وضعیت انسانی" و نظریه "سپهر عمومی" از دیدگاه هابرماس با نگاه ویژه به کتاب تاثیر گذار و پردامنه "دگرگونی ساختاری سپهر عمومی".

سپهر عمومی مفهومی است که در دوره اخیر مباحث زیادی را در پیوند با دموکراسی وجامعه مدنی برانگیخته است . این مفهوم در جامعه فکری و سیاسی ایران در یک دهه ی اخیر به طور روز افزونی به کار گرفته شد ، اما به نظر می آید که همچنان ناروشن و در همان حال ، ساده می نماید و اغلب به نحوی نه چندان اندیشیده و ژرف مورد توجه و استفاده قرار می گیرد .

در بحثی که هابرماس می کند سپهر عمومی می تواند رخداد هم باشد . آرنت بحث قدرت را در قلمرو عمومی مطرح می کند و اصطلاح هابرماس سپهر عمومی است . آرنت می گوید قدرت در اینجاست و آن چیزی که دولت اعمال می کند زور است و قدرت نیست . این قدرت جنبه مثبت دارد و از یک تعادل انسانی ایجاد می شود و همین قدرت است که باعث می شود در دوره مدرن قانون اساسی ایجاد شود ، یعنی تعامل های انسانی در مورد ظوابط و ارزش ها است که قدرت را ایجاد می کند ، نه اینکه دولت ها بنشینند با هم قرار و مدار بگذازند . هابرماس هم به همین نتیجه می رسد و به آرنت هم اشاره می کند و اسمش را قدرت تفاهمی می گذارد قدرتی که از مفاهمه ایجاد می شود و می تواند مبنای قانون حقوق شود و از این لحاظ ها می شود اشتراک ها را پیدا کرد.

از خواندن کتاب متوجه می شویم نویسنده مساله اش ، مساله ایران است . حتی جاهایی به نقد استراتژی های عمل سیاسی هم می رسد و توصیه می کند که می شود با مفهوم حوزه عمومی هابرماس و آرنت استراتژی عمل سیاسی در ایران را موضوع نقد و برسی قرار داد.

سیاست در ایران همواره بدون توجه به مفهوم سپهر عمومی مورد نظر جامعه سیاسی بوده است و بی توجهی فعالان سیاسی و روش فکران به این مفهوم و عدم تمایل به درک صحیح آن یکی از مشکلات جامعه سیاسی ایران است . آنان که همچنان تحت تاثیر گفتمان مسلط و متعارف در مورد سیاست قرار دارند فعالیت سیاسی را مترادف با تشکیل حکومت ، تاسیس حزب ، شرکت در انتخابات یا تحریم آن ، مخالفت عملی سازمان یافته با حکومت ، نافرمانی و مبارزه ی منفی علیه حکومت می دانند و فعالیت در سپهر عمومی را اساسا غیر سیاسی می انگارند.

به علاوه ، حضور در سپهر عمومی در جامعه ای چون ایران اغلب غیر قابل پیش بینی و خشونت بار است و در بسیاری مواقع با توهین و ضرب و شتم ، زندان و گاه اعدام هم راه است . به بیانی دیگر در مقایسه با فعالیت در سپهر عمومی در غرب فعالیت در سپهر عمومی در غرب فعالیت در سپهر عمومی در ایران در اغلب موارد با خشونت توام است.

با نگاهی به مواضع و فعالیت های افراد و گروه ها ، از جمله روشن فکران در جامعه سیاسی ایران ، می توان به این نتیجه رسید که تعریف امر سیاسی با دیدگاه هابزی منطبق می شد . این وضع و فعالیت ها معمولا به یک دوگانه سازی و ماندن بر سر یک دوراهی منتهی می شود :

1-هم کاری با حکومت ، اعم از این که با نیت تغییر اصلاحی یا حفظ وضع موجود باشد .

2-رویارویی و از میان برداشتن حکومت ، اعم از این که به شیوه انقلابی و رادیکال یا مسالمت آمیز باشد .

اما با نگاهی به سیاست در ایران معاصر می توان نشان داد که مبارزه برای تغییر شیوه خودکامه و فساد آمیز حکومت از طریق ایجاد قدرت در برابر آن با روش ها و ابزارهای متعارف سیاسی ، مانند بسیج مردمی علیه حکومت و سیاست های حزبی و مبارزه انقلابی افراد و گروه های رادیکال با حکومت و یا تلاش برای اصلاح حکومت موجود از طریق نفوذ در قدرت ، معمولا خودکامگی و مناسبات فساد آمیز قدرت را از میان نمی برد و به ایجاد تغییرات دموکراتیک و توسعه بخش از سری حکومت منجر نمی شود .

بلکه در نهایت خودکامگی و مناسبات فساد آمیز را در صورت های دیگری باز تولید می کند . با مروری بر وقایع سیاسی از دوره مشروطه تا پایان دولت اصلاح طلب آقای خاتمی باید پرسید چرا جامعه ایران همواره در چرخه دیکتاتوری ، اعتراض تغییر حکومت دیکتاتوری قرار داشته است .

چنان که می دانیم انقلاب مشروطه چندان آزادی را تاب نمی آورد و به سرعت راه را برای دیکتاتوری رضا شاه باز می کند . در این دوره بسیاری از روشن فکران و اندیشه پردازان فعال در سپهر عمومی در درون ساختار دولت جای می گیرد و نقش های مثبتی هم در گسترش و پیش رفت فرهنگ مردم ایفا می کنند اما نمی توانند در گسترش و پیش برد دموکراسی گامی موثر بردارند .

بحث حوزه عمومی از دیدگاه هابرماس و آرنت :

بحث حوزه عمومی را نخستین بار آرنت طرح کرد و بعد هابرماس این بحث را جزء یکی از محورهای فلسفه سیاسی و جامعه شناسی خودش و فلسفه به طور کلی قرار داد. بین آرنت و هابرماس نقاط مشترک زیادی وجود دارد ضمن اینکه تفاوت ها نیز نسبتاً برجسته است. درست است که هر دو از حوزه عمومی صحبت می کنند، اما تعریف شان از حوزه عمومی متفاوت است و تجویزهای سیاسی اینها هم در حوزه عمومی با هم متفاوت است. هابرماس به آرنت چندین دین دارد و در این کتاب هم به آن اشاره شده است. بعضی از مباحث اصلی نظریات سیاسی هابرماس از آرنت گرفته شده است. از جمله اینها تمایزی است که آرنت میان کار و حوزه تعامل به کار می برد. بحث در مورد حوزه عمومی در حوزه تعامل شکل می گیرد. آرنت بین حوزه اجتماعی و سیاسی تمایز می گذارد و معتقد است حوزه اجتماعی طی تحولی که در تاریخ بشر پیش آمده است بر حوزه سیاسی سیطره پیدا کرده است و حوزه سیاسی را کنار زده است. این موضوع به مباحث فلسفی آرنت برمی گردد .

هانا آرنت سه حوزه زحمت، کار و کنش را از هم تفکیک می کند و می گوید در دوره معاصر «زحمت» که حوزه تلاش برای معاش است، وارد عرصه اجتماعی شده است و جنبش های اجتماعی و فلسفه های سیاسی قرن نوزدهم، مثل فلسفه مارکس، زحمت را که عرصه معاش است به عرصه اجتماعی ارتقا داده که از نظر آرنت جنبه منفی دارد، یعنی باعث سیطره حوزه زحمت و تلاش برای معیشت بر حوزه سیاست شده است؛ حوزه یی که به زعم آرنت مقدس است. آرنت به یونان باستان ارجاع می دهد که در آنجا شهروندان چون در حوزه خصوصی با کار بردگان کاملاً بی نیاز از کار کردن بودند، می توانستند تمام وقت شان را برای مباحث سیاسی بگذارند. در میدان های شهر یا آگورا جمع می شدند و از صبح تا غروب تمام وقت شان را در حوزه عمومی بحث می کردند. در حوزه یی که از نظر آرنت حوزه آزادی است حوزه زحمت و حوزه کار حوزه ضرورت هاست، اما حوزه کنش حوزه آزادی کامل انسان است چون انسان ها از حوزه خصوصی کاملاً جدا می شوند و راجع به مسائل عمومی بحث می کنند .

شیوه پیدایش حوزه عمومی از نظر هابرماس متفاوت است. شیوه تحلیلش در مورد پدید آمدن جامعه مدنی و حوزه عمومی با هانا آرنت متفاوت است. هابرماس پیدایش حوزه عمومی را در جامعه بورژوایی قرون هجدهم و نوزدهم جست وجو می کند. عامل اصلی پیدایش حوزه عمومی از نظر هابرماس جدا شدن سیاست از اقتصاد است. در جامعه ماقبل قرن هجدهم و ماقبل سرمایه داری فئودالی سیاست بر اقتصاد تفوق دارد و سیاست و اقتصاد در هم آمیخته اند، مثل وضعیتی که در جامعه خودمان است. طبقه یی که به عنوان طبقه سیاسی می توان تعریفش کرد و این طبقه سیاسی است که جامعه مدنی و دموکراسی را محدود می کند این شکلی از جامعه ماقبل قرن هجدهم است. فئودال ها با سلطه بر ابزار سیاسی و تسلط بر قدرت سیاسی اقتصاد را اداره می کردند. بهره کشی را سازمان می دادند و بقیه مدیریت اقتصادی را از طریق سیاست پیش می بردند. برای اولین بار با رشد طبقه جدیدی به نام طبقه بورژوا در قرن هفدهم و هجدهم و پیدایش شهرها و شهرنشینی طبقه یی رشد می کند که به تدریج حوزه فعالیت اقتصادی اش از سیاست جدا می شود و این طبقه است که می تواند در مسائل عمومی صحبت کند، برای اینکه خواست های این طبقه بورژوازی نوظهور با خواست های عامه و همگان در یک مقطع تاریخی یکسان شده است؛ یعنی خواست طبقه شهرنشین بورژوا تبدیل شد به خواست عام و برای همین حقوق بشر و آزادی های عام و برابری مطرح می شود. طرح این مسائل، یعنی برابری و آزادی و حقوق بشر در این مقطع تاریخی از یک سو با منافع خصوصی بورژوازی در ارتباط است و از سوی دیگر با منافع کلیسا و اشراف زادگان که داعیه شان تمایز در همه شئون بوده است رودررو بوده. بورژوازی، به جای شئون، اصول عام حقوق بشر و آزادی و برابری را مطرح می کند و دموکراسی از آنجا پیدا می شود و شکل می گیرد که همین شیوه نگاه در اصول دموکراسی یا حوزه عمومی هم باز مطرح است .

بحث هابرماس و آرنت جدا از پیدایش حوزه عمومی در اصول حوزه عمومی هم هست و این دو در این زمینه که اصول حوزه عمومی افول کرده است، مشترک هستند. آرنت می گوید به خاطر اینکه مسائل مربوط به معاش و زحمت و مسائل مربوط به کار برجسته شده و حوزه سیاسی را پس زده است، جامعه توده وار شده است. بحث آرنت بحث توده وار شدن جامعه است که یکی از نتایج اش افول حوزه عمومی است. از نظر آرنت در واقع زمان طلایی حوزه عمومی یونان باستان بوده است که شهروندان تمام وقت شان، نگرانی ها و دغدغه هایشان را می توانستند در حوزه عمومی مطرح کنند و حوزه خصوصی اصلاً برایشان مطرح نبود. از نظر هانا آرنت در قرن هجدهم می دانیم که فلسفه های اجتماعی مثل فلسفه مارکس این حوزه معیشت را وارد حوزه عمومی می کند و حوزه عمومی افول پیدا می کند. هابرماس دیدگاه متفاوتی دارد و می گوید دلیل افول حوزه عمومی تسلط سیستم و جهانً زیست است. در آن نظام دووجهی جهان زیست و سیستم، هابرماس معتقد است «سیستم یا نظام بر حوزه مدنی، جامعه مدنی و حوزه عمومی مسلط شده است و تحت انقیاد قرارش داده است و دولت در همه عرصه ها دخالت می کند .

برداشت آزاد توسط  رامین قهرمانی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

 

 

   + ایمان رئیسی ; ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه کتاب "مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکا" نوشته ی جین جیکوبز

مرگ و زندگی شهرهای بزرگ امریکا، تالیف : جین جیکوبز، ترجمه : دکتر حمیدرضا پارسی – آرزو افلاطونی

 مقدمه

جین بوتزنر در چهارم می 1916 در شهر اسکرانتون ایالت پنسلوانیا بدنیا امد. پدرش پزشک و مادرش معلم.او دوران کودکی خود را با خیالاتی مشحون از قهرمان کتاب های دوگان سردیک مبارز ساکسونی قرن 16 و ایده های برگرفته از فرانکین (هجدهمین رییس جمهور امریکا و جفرسون گذراند.

انچه از وی به عنوان سرسختی اعتقاد به حقوق فردی و عمل گرایی در وی سراغ میگیریم برگرفته از همین روحیه است.بعد از دوران دبیرستان به عنوان کاراموز در صفحه زنان روزنامه اسکرانتون تریبون داشت. یک سال بعد (1934) (بحران بزرگ امریکا) اسکرانتون را به قصد نیویورک ترک کرد و این سراغاز مکاشفه های او بود. بعد از ازدواج با معماری به نام رابرت هاید جیکوبز فرصت را برای تیوریزه کردن نظریات اش فراهم شد و با یافتن شغلی در مجله ارکیتکچرال فروم بیشتر ممکن شد. در زمانی که سیاست غیر جنگی کردن اقتصاد امریکا مک کارتیزم و تصویب قانون 1945 با موضوع بهسازی شهری و تصویب قانون 1945 عموما سنگ بنای سیاست های نوسازی شهرها شدند.

خانم جیکوبز نزدیک به نیم قرن 1961 تا 2006 اثار ارزشمندی را  خلق کرد.

کتاب مرگ و زندگی شهرهای امریکا حاصل زندگی جستجوگر مشاهده عینی و احساس قوی او نسبت به  پدیده های پیرامون و زندگی روزمره مردم و فعالیت های اجتماعی است. این کتاب با شیوه زندگی جیکوبز و مردم امریکا در دهه 60  پیوند داشت و عملا بر طرح ها و برنامه های شهری ان سال ها موثر واقع شد. او معتقد است اولین خصلت نوسازی شهری در مراحل اولیه ایجاد بلوک بعد بلوک در نواحی نابود شده بافت شهری است . و اثار ان جابجایی نا خواسته عده عظیمی توده مردم در نواحی پاکسازی شده  است . برنامه ای که برای افراد کم درامد تنظیم شده بود به ضد خود  بدل شده بود. او به تدریج متقاعد شد که شهرهای ارگانیک خود جوش و خوش اقبال اند که بر پایه تنوع اقتصادی انسانی و معماری و اختلاط کاربری میباشد.

رویکرد او به جهان نه یک رویکرد ایدئولوژیک بلکه ایمان عظیم دموکراتیکی  نسبت به عقل مردم در کارهای روزانه برای اداره تنوع پیچیده اجتماعی است.روش او بر روش استقرا فرایند های اجتماعی مشاهده و مشارکتی استوار است  از بی عدالتی ناشی از نوسازی شهری دهه 60 منزجر و به نظم سلسله مراتبی بی اعتماد و به رشد قدرت سیاسی شهری در سطح محلی امیدوار است.

بخش  اول  ماهیت ویژه شهرها

کاربرد پیاده راه ها

خیابان ها و پیاده راه های شهری عمده ترین مکان عمومی شهر و اصلی ترین ارگان حیاتی ان اند.حفظ امنیت شهر وظیفه اصلی خیابان ها و پیاده راهای یک شهر است . شهرهای بزرگ اکنده از بیگانگان اند  ویژگی یک ناحیه شهری موفق ان است که فرد در خیابان مملو از بیگانگان احساس امنیت فردی و اطمینان کند. ترس در مردم است که باعث میشود در ساعتی از روز یا شب خطر رفتن به خیابان های نا امن را نپذیرند.

این مسائل ناشی از مشکلات زاغه نشینی فقر اقلیت قومی یا مطرودان جامعه نیست زیرا در بسیاری از پروژه های نوسازی شده برای افراد با درامد متوسط مشکل نا امنی تا حدی است که پلیس محلی گفته در ساعتی از شب در اطراف بلوک پرسه نزنند. در واقع پشت سر جرم و جنایت و خلاف در شهر ها بیماری های پیچیده اجتماعی قرار گرفته . اولین چیزی که باید درک کنیم این است که ارامش عمومی پیاده راهها و خیابان ها و شهر ها تنها توسط پلیس حفظ نمی شود.

دومین چیزی که باید دانست مشکل عدم امنیت را نمی توان با کم کردن حضور مردم و معاوضه ویژگی های شهر با ویژگی های حومه حل کرد.(مثال لوس انجلس .......از حومه ها تشکیل شده و بالا ترین میزان  جرم جنایت را می توان دید.)

یک خیابان شهری در مواجه با بیگانگان باید دارای سه کیفیت اصلی باشد...

1. مرزبندی روشن بین فضای عمومی و خصوصی وجود داشته باشد.

2. چشم ها باید به روی خیابان گشوده باشند.

3.پیاده راه ها  پیوسته باید مورد استفاده قرار بگیرند.

خیابان ها نه تنها باید از شهر در برابر بیگانگان غارتگر دفاع کند بلکه باید امنیت بیگانگان صلح طلب و خوش نیت را تضمین کند .

پیش نیاز چنین مراقبتی کمیت قابل توجهی از مغازه ها و سایر فضاهای عمومی در طول یک پیاده راه است . که دلایل عینی برای استفاده کنندگان از پیاده راه هایی که این بنگاه ه ها در انها وجود دارند می دهد و انها همچون راهی برای رسیدن به نقطه دیگر بکار می روند  و مغازه داران و کسبه نوعا حامیان قدرتمند نظم و صلح اند.

تصور کنید به ساختن شهرها ی نا امن ادامه دهیم چگونه با این نا امنی زندگی کنیم .؟

راه اول به درون خودروها پناهنده شویم

راه دوم به خطر اجازه دهیم حکومت کند و خطرات ناشی از ان را بپذیریم تحمل کنیم

راه سوم توسعه دسته های اوباش یا تورف دسته خاص که کل یک محله را کنترل میکند

در واقع در پروژه های توسعه شهرها و خانه سازی برای صاحبان با درامد بالا و متوسط هکتارها زمین شهری را به جزیره های درون شهر تبدیل کرده ایم .هرجا یک شهر قدیمی با موفقیت کار می کند زیر بی نظمی ظاهری ان نظم پیچیده ای وجود دارد که با خود توالی پایدار از چشم ها را به دنبال دارد . نظمی چون زندگی سرشار از تغییر و حرکت.....

فصل 3 کاربرد پیاده راه ها ( ارتباط )

پیاده راه های شهری دارای حیات اجتماعی اند . انها مردمی را که یکدیگر را نمی شناسند به شیوه اجتماعی و صمیمانه و خصوصی گرد هم می اورد.اعتماد یک خیابان شهری در طول زمان از بسیاری از ارتباطات کوچک عمومی پیاده راها حاصل میشود و این احساس هویت عمومی برای مردم شهر است . در اینجا موضوع دیگری به نام خلوت شهر مطرح می شود. خلوت شهر ها پرارزش  و غیر قابل اجتناب است . اگر خط تمایز بین دنیای عمومی و خلوت شهر وجود نداشته باشد هم بودگی پیش می اید مثل زندگی  درشهرهای کوچک و یا شهرک ها که فاقد زندگی پیاده راه ها هستند مردم ناچار به گسترش زندگی خصوصی خود برای داشتن ارتباط هستند.

ساختار اجتماعی پیاده راه ها گاهی می توان به انچه انرا چهره مردمی خواند انتصاب داد . یک چهره مردمی کسی است که در ارتباط مداوم با حلقه گسترده ای از مردم یک محله قراردارد مثل مغازه داران ....در واقع این چهره های مردمی هستند که نقش مهمی را در یک محله ایجاد می کنند . مثلا اگر اتفاقی مانند عبور اتوبان از وسط خیابان یا هر چیز دیگری باشد به وسیله انها نشر میشود .

 

 

فصل چهارم کاربرد پیاده راه ها همانند سازی کودکان

امروز بسیاری از نواحی بزر گ نوسازی شده بر مبنای پارک های محصور در میان بلوک ها طراحی شده این فضاها برای کودکان 3- 4 سال مناسب اند . کودکان بزرگتر پرسرصدا و پرانرژی تر اند بجای اینکه محیط برانها عمل کند خود بر محیط عمل می کنند.در زندگی واقعی کودکان اولین اصول موفق شهری را از بزرگسالان می اموزند . انها اغلب پرسه زدن در پیاده راهای سر زنده شهری را جالب تر و قابل لمس اند. اگر در طراحی پیاده راه ها کمتر خست به خرج دهیم و عرض انها 35 تا 50 فیت طراحی شود انها برای هر نوع بازی برای کودکان سازگارند . وجود درختانی برای حفاظت فعالیت ها و فضای کافی برای چرخش را ایجاد خواهد کرد.

فصل پنجم پارک های محلی  

پارک های محلی از پارک های شهری عمومی تر اند . انها به مثابه حیاط های عمومی نوعا برای استفاده کنندگان در نظر گرفته می شوند . پارک های نا محبوب دردسر سازند انها شکل خیابان های فاقد چشم را دارند و خطر را به نواحی دیگر سرایت می دهند تا جایی که خیابان ها در امتداد چنین پارک هایی مکان های خطر شناخته می شوند . سازمان فیزیکی محله پارک را تحت تاثیر قرار می دهد . در واقع کاربری مختلط ساختمان ها مستقیما اختلاطی از استفاده کنندگان را برای پارک فراهم می کند که در زمان های مختلف امد و شد می کنند.

اگر یک پارک محلی یکنواختی کارکردی محیط اطراف خود را تحمل کند به عنوان یک خلا شهری است در واقع با قرار گرفتن در نزدیکی جایی که جریان های فعال و گوناگون زندگی و کارکرد متمرکز شده می تواند به صورت طبیعی پر از جمعیت شود . اگر در مرکز شهر واقع شده باشد باید بتواند خریدکنندگان پیاده روندگان و بازدید کنندگان و کارگران نواحی اطراف راجذب کند .اگر در ناحیه مرکزی واقع شده باید در جایی قرار بگیرید که زندگی انجا در پیچ و تاب است . مسئله اصلی در طراحی پارک محلی مشکل پروراندن محلات تنوع یافته ایست که امکان استفاده از پارک ها را داشته باشند . پارک های محلی به هر صورت در جانشین شدن با تنوع فراوان شهری شکست می خورند. زمانی موفق هستند که مانع ووقفه ای برای کارکرد پیچیده شهری اطراف خود ایجاد نکنند.مردم شهر باید به گونه ای خود را وقف استفاده از پارک ها کنند که گویی توجیه کسب و کاری انها است .چهار عامل در طراحی پارک های شهری که به عنوان حیاط های همگانی عمومی مورد استفاده قرار می گیرند وجود دارد .

1. پیچیدگی : پیچیدگی با تنوع دلایل امدن مردم به پارک های محلی در ارتباط است . حتی یک فرد مشخص در زمان های گوناگون با دلایل گوناگون به پارک می ایند . گاهی برای نشستن از خستگی زمانی برای بازی تماشای بازی گاهی برای خواندن زمانی برای پزدادن گاهی برای عاشق  شدن و گاهی برای سر قرار حاضرشدن زمانی برای نزدیک شدن به طبیعت ...........اگر همه چیز مانند یک پوستر خوب با نگاه کردن دریافت شود و مکانی شبیه به همه  مکان های دیگر باشد احساسی همچون احساس هر جای دیگر به وجود می اید . انگاه پارک انگیزه کمی را برای استفاده ایجاد میکند .پیچیدگی که از ان صحبت می شود در سطح چشم است . مانند تغییر فراز شیب زمین گروه بندی درختان دالان های باز شده به سوی نقاط مرکزی به طور خلاصه بیان هوشمندانه گوناگونی به وسیله بزرگنمایی .....پارک های موفق در حین استفاده پیچیده تر از زمان خالی بودن به نظر می رسند . احتمالا مهم ترین عامل پیچیدگی مرکزیت است . پارک های کوچک خوب نوعا درون خود مکانی دارند که به عنوان مرکز شناخته می شوند.یک چهارراه یک نقطه درنگ یک اوج این مرکزیت بهترین مکان صحنه های برپا شده برای مردم هستند . خورشید نیز بخشی از موقعیت پارک برای مردم است . یک ساختمان بلند که سایه به روی زمین می افکند به شکل موثر پارک را می برد . اگرچه ساختمان های اطراف نباید مانع تابش خورشید شوند ولی حضور انها در طراحی پارک  مهم است .انها پارک را محصور می کنند . و شکلی مشخص از فضا را می سازند . پارک ها باید در جایی قرار بگیرند که چشم ها بتواند انرا ببیند تنها چشم انداز زیبا نمی تواند کالاهای ضروری برای پارک باشد . شنا ماهیگیری قایق سواری زمین های ورزشی کارناوال ها موسیقی و تئاتر کالاهای ضروری برای پارک هستند مکان هایی برای شستشو دوچرخه کرایه دوچرخه سواری کندن زمین محل هایی برای چادر زدن و محلی برای کباب کردن غذا بیرون خانه محلی برای پرواز بادبادک میدان یخ بازی مصنوعی و........

 

 

فصل ششم کاربری محلات شهری

یک محله موفق شهری محلی است که پهلو به پهلو مشکلات خود حرکت می کند . و اجازه نمی دهد تا به وسیله انها نابود شود . یک محله نا موفق محلی است که به وسیله مشکلات و عیوب خود از پا در امده و در برابر انها درمانده می شود .

یکپارچگی شهر در گرد اوردن مردمی با علایق مشترک یکی از بزرگترین دارایی های شهر است . طیف خیابان های شهر یک محله را شکل می دهد . در واقع محلات خیابان های گسسته نیستند . انها پیوست های اقتصادی فیزیکی اند در واقع بیشترین شکست ها و ضعف ها در محلاتی که فاقد سرزندگی هستند به وجود می اید .کارکرد اصلی یک منطقه موفق واسطه گری بین محلات خیابانی است . یک محله موثر باید به اندازه کافی بزرگ و قدرتمند باشد تا بتواند در موقع وقوع یک خطر از محله حمایت کند .

برنامه ریزی فیزیکی برای محله در شهرها باید در جهت این مقاصد هدف گیری شوند .

1. ایجاد خیابان های سرزنده و جالب توجه

2. تاروپود خیابان ها تا حد ممکن درمیان مناطقی  به اندازه و قدرت خرده شهر تداوم داشته باشد

3. از پارک ها میدان ها ساختمان های عمومی به مثابه تارپود خیابان استفاده کنند .

4. هویت کارکردی مناطق از بزرگی لازم برخوردار باشد .

تفاوت ها و نه تکرار ها موجب کاربردی متعامل و احساس نزدیکی فرد با ناحیه بزرگتر میشود یکسانی دشمن کاربرد متعامل است .

 مراکز کاربردی در مناطق سرزنده شهری رشد می کند.این مراکز اگر واجد نشانی باشند به صورت سمبلی برای محله و منطقه در می اید و در احساس نزدیکی با منطقه هم تلقی می شود .

فصل هفتم خالقان تنوع

خلق تنوع در شهرها بر این واقعیت استوار است که در شهرها مردمی با سلیقه ها مهارت ها نیازها و عرصه های گوناگون در کنار یکدیگر زندگی می کنند در واقع برای خلق تنوع بارور درخیابان ها و مناطق شهری چهارشرط ضروری است

1. منطقه و هر تعداد از بخش های درونی ان باید در خدمت یک یا دو کارکرد اصلی باشند . این حضور مردم براساس برنامه های گوناگون از ساختمان ها خارج شده و با اهداف گوناگون در مکان حاضر می شوند را تضمین می کند .

2. غالب بلوک ها باید کوتاه باشند این گونه خیابان ها فرصت را کنج ها ایجاد می کند .

3. منطقه باید ترکیبی از ساختمان ها با سن وشرایط متفاوت باشد که نسبت خوبی از ساختمان های قدیمی را نیز شامل شود.

4. تراکم فشرده مردم صرف نظراز علت حضورشان باید وجود داشته باشد.

فصل هشتم ضرورت اختلاط کاربری اصلی

دو نوع مختلف تنوع قابل بحث است . اول کاربری های اصلی مثل مدارس کارخانجات ادارات مردم را به خودی خود به این مکان های خاص می اورد ولی انها به تنهایی به عنوان خالق تنوع شهری ناکارامد هستند.تنوع ثانوی کسب کارهایی که در پاسخ به حضور مردم در کاربری اصلی ایجاد میشودمثل بارها رستوران ها ..........

فصل نهم ضرورت بلوک های کوچک

بلوک های بزرگ باعث ناپدید شدن ساختمان ها می شوند .خیابان های متناوب و بلوک های کوتاه به علت تارپود کاربری متعامل پیچیده ای برای استفاده کنندگان یک محله شهری را فراهم میکنند .

فصل دهم ضرورت ساختمان های سالخورده

هنر ترکیب ساختمان های سالخورده و نوسازی شده هزینه های بالاسری متفاوتی را شامل میشود ساختمان های نو تنها قادر به حمایت از هزینه های بالاسری از ساختمان های جدید خواهند بود . مثل رستوران های زنجیره ای بانک ها و فروشگاه ها اما خواروبار فروشی ها خرده فروشی ها در ساختمان های جدید جای دارند . اپراها و موزه ها در ساختمان های جدید جای دارند ولی خوراک دهندگان غیررسمی انها  گالری ها مغازه های لوازم موسیقی و تعمیر انها درساختمان های قدیمی جای دارند . کسب و کارهایی که از ساختمان های جدید در شهرها حمایت می کند به وجود ساختمان های قدیمی حول و حوش خود نیازمند است . تنوع موفق در شهر به معنی ترکیب کسب وکارهای پررونق میان رونق و کم رونق است

فصل یازدهم ضرورت تمرکز

منطقه باید دارای تراکم فشرده از مردم صرف نظر ازعلت حضورشان باشد رابطه بین تمرکز و تراکم در نواحی مرکزی شهر بیشتر متوجه است . مردمی که در یک منطقه زندگی می کنند سهم بزرگی از خیابان ها پارک ها و کسب و کار ان محله را شکل می دهد.بدون کمک تمرکز تنوع و اسایش اندکی در محل زندگی و هرجای مورد نیاز مردم وجود خواهد داشت.

بخش سوم نیروهای زوال و تجدید حیات

خودویرانگری تنوع

این امرمی تواند در خیابان ها گره های کوچک و سرزنده گره هایی از خیابان و یا در کل منطقه رخ دهد .

این اختلاط تنوع یافته ای از کاربری ها در نقطه ای از شهر محبوبیت و موقعیت چشم گیری برخوردار می شود . به علت موفقیت محل که بر مبنای تنوع جذاب و شکوفا قرار گرفته رقابت دو اتشه ای برای فضا در انجا رشد میکندو یک یا چند کاربری که سود اورتر است در محل تکرار و تکرار خواهد شد . کاربری های کم سود جا برایشان تنگ میشود و ممکن است از بین برود . از این بعد محل از مردمی با غیر از اهداف پیروزمندانه رقابت خالی خواهد شد . محل از نظر بصری و کارکردی یکنواخت تر می شود.

 برداشت آزاد توسط سپیده وثوق، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

 

   + ایمان رئیسی ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه "کتاب فضاهای عمومی و خصوصی شهر" نوشته ی دکتر علی مدنی پ

فضاهای عمومی و خصوصی شهر، نوشته ی دکتر علی مدنی پور و ترجمه ی دکتر فرشاد نوریان، تهران، شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، 1387 .

مقدمه
تفکیک محیط زندگی به عرصه های خصوصی و عمومی از مؤلفه های کلیدی است که چگونه اجتماع خود را سازماندهی کنیم. این تقسیم بندی از قدیمی ترین سکونتگاهها تا کلانشهر های کنونی، قابل مشاهده بوده است .با اینکه تقسیم بندی ساده است ولی طیف وسیعی را در بر می گیرد که دامنه ای از خصوصی ترین تا عمومی ترین عرصه های جامعه و فضای شهری، است.. بنابر این تفکیک فضا و اجتماع به عرصه های عمومی و خصوصی بر حالت روحی افراد تأثیر می گذارد، به رفتاری وی نظم می بخشد و ساختاری با دوام بر جوامع بشری و فضاهایی که این جوامع را در اختیار خود میگیرند، می افزاید.
بنابراین طبیعت و رابطه بین فضاهای خصوصی و عمومی شهر و معنای اجتماعی و روانی این فضاها موضوع اصلی کتاب است. اهمیت ویژه ای که کتاب دارای آن است پرداختن به عرصه های خصوصی و عمومی به صورت توأمان می باشد. خصوصی و عمومی مفاهیمی هستند که تنها در ارتباط با یکدیگر و در مجاورت هم جنبه ی معقولانه می یابند، زیرا مفاهیمی هستند که به طور متقابل وابسته به یکدیگرند.

فصل 1  فضای شخصی بدن
توجه اصلی به بدن یعنی به فضای باطنی و فردی و نیز فضای کالبدی و روانی  دارد. این فصل از کتاب مباحث متناظری را که درباره ی رابطه بین خود و دیگران مطرح است، بیا می کند. به عنوان مثال در نظر دکارت ذهن غیر کالبدی است و تمایز واقعی با بدن دارد. بسیاری از صاحب نظران این دو گانگی را زیر سؤال برده اند که از جمله ی آنها می توان به فروید اشاره کرد. نظریه های فروید که ریشه در آرمانگرایی آلمانی و تفکرات نیچه دارد امکان نقد روانشناسانه ی فرد را فراهم می آورد.
در این فصل همچنین مطرح می شود که چگونه افراد با خود و با جهان اطراف خود رابطه برقرار می کنند . از جمله این دیدگاه ها نظریات ادوارد هال بویژه در ارتباط با فضای شخصی است. وی در رابطه با نحوه ی بکارگیری و تفسیر فضا توسط مردم مقوله ی فرهنگی را گشوده است. هال روابط بین شخصی و متعاقب آن فضای بین افراد را به چهار دسته تقسیم کرده است: صمیمی، شخصی، اجتماعی و عمومی. " او معتقد است که نوع برقراری ارتباط اصی زیر بنایی فرهنگ را تشکیل می دهد، برای هال فاصله ی شخصی یک عرصه یا حباب محافظی است که یک موجود زنده بین خود و دیگران برقرار می کند" (ص 38). این فصل در ادامه به بررسی طبیعت و ابعاد فضای شخصی و نقشی که در شکل گیری عرصه های خصوصی و عمومی ایفا می کند، می پردازد.  فضای درونی بدن (که با پوست مرتبط است) با فضای شخصی  بسیار مرتبط است و قلمرو وحریم او ، به عنوان عنصر ضروری آن مه یک محافظ نامریی وقابل حمل را برای فرد فراهم کرده و ابعاد حریم خصوصی را مشخص و میزان رهایی از تجاوزات وتعارضات را مشخص می کند.اهمیت فضای شخصی این است که نه تنها یک قلمرو فردی بلکه بخشی از فضای گروهی را معنا می بخشد و فقط در زمینه ی رویارویی های اجتماعی و نه به عنوان یک قلمرو مطلق شکل می گیرد. " فضای شخصی عرصه ای دینامیک و دائما در حال تغییر است که متکامل شده و بر اساس او ضاع و احوال و موقعیتی که فرد خود را در آنها می یابد، قبض و بسط می یابد" (ص55).

فصل 2  فضای انحصاری ملک
فضای قابل رویت و ساکن عرصه ی خصوصی یعنی ملک خصوصی را مورد بررسی قرار می دهدو ملک شخصی در واقع موجودیتی نهادینه شده و حقوقی است که ابعاد شخصی و غیر شخصی را در هم ترکیب می کند. در ابتدای فصل تعریفی از عرصه خصوصی و فضای خصوصی ارائه می شود و سپس حقوق مرتبط با حریم خصوصی از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد به عنوان مثال بر اساس ماده ی 12 بیانیه ی جهانی حقوق بشر " به هیچ وجه نباید دخالت ناموجه در حریم خصوصی، زندگی، خانه یا ارتباطات فرد یا زیر پا گذاشتن حرمت و عابروی وی صورت گیرد. هر فرد حق دارد که علیه اینگونه دخالت ها یا تجاوزها تحت حمایت قانون قرار گیرد " (ص62). در اینجا اهمیت ملک خصوصی و عرصه ی خصوصی و حفاظت از آنها از دیدگاه رویکردهای مختلف نظری، مورد بررسی قرار می گیرد. به عنوان مثال جان لاک به مالکیت به عنوان حق طبیعی نگاه کرده و معتقد بود که مالکیت حقی است که ورای قراردادهای اجتماعی مطرح بوده و نمی تواند در معرض چانه زنی قرار گیرد.

فصل 3  فضای صمیمی خانه
خانه به عنوان یک نماد ذهنی و همینطور تجلی عینی قلمرو خصوصی تلقی شده و مورد بررسی قرار می گیرد. این بررسی در دو بعد که از هم متمایز و در عین حال وابسته به هم هستند، صورت می پذیرد.

بعد اول خانه را به عنوان فضای صمیمی می شناسد، فضایی که به ساکنینش فرصت می دهد دراجتماعی که رسمیت داشته و قانونی است اظهار وجود کنند. خانه مکانی است که در آن هویت شکل می گیرد و بسیاری از خاطرات از آن ریشه می گیرند. خانه د رواقع به مثابه نقطه ی مرجعی می ماند که فرد از طریق آن مرجع می تواند موقعیت خود را در جهان بیاید. در اینجا سؤالی که از جانب نویسنده مطرح می شود این است که  در چنین صورتی بیخانمان ها چگونه مسیر و موقعیت خود را می یابند و از کدام حقوق می توانند بهره مند شوند؟
بعد دوم درون خانه را به عنوان عرصه ای فضایی واجتماعی در نظر گرفته که در آن تغییر روابط متقابل شخصی و خصوصیات کالبدی خانه در طی دوران های مختف اشاره به پیچیدگی و بحث انگیز بودن موضوع حریم خصوصی دارد. در این زمینه دگرگونی هایی که در مفهوم خانواده و فضای خصوصی خانه در طی قرون وسطی، دوران مدرن و دوران معاصر، بوجود آمده است مورد ارزیابی قرار گرفته اند. " همراه با ظهور خود فردی شده در دنیای مدرن بعد از قرون وسطی، خانه از کانون زندگی اجتماعی  به زمینه ای برای گسترش زندگی خصوصی فرد و خانواده به هسته ای تبدیل شد" (ص101). در ادمه ی فصل به ذکر انتقادهایی که از جانب مارکسیست ها و فمینیست ها بر این شیوه های ساخت و ساز مدرن وارد شده، پرداخته می شود. آنان عقیده داشتند تمایز میان عرصه ی خصوصی و عمومی امری طبیعی نیست بلکه ساخته و پرداخته ی جامعه است. در انتهای فصل خانه و خانواده به عنوان نهادهایی معرفی می شوند که بین عمومی و خصوصی و بین غیر شخصی و شخصی، وساطت می کنند.

فصل 4  استفاده از فضای بین شخصی برای معاشرت با دیگران

قدم به عرصه ی عمومی با فضاهای آشکار می گذارد، روندی که تا انتهای کتاب ادامه می یابد. در ابتدای این بخش  شناسایی ابعاد و لایه های مختلف فضای عمومی، معانی این واژه مورد بررسی قرار می گیرند. لغت عمومی که از واژه ی لاتین populous به معنی «مردم» گرفته شده، معانی گسترده ای دارد که از یک گروه کوچک آغاز شده و تا کل بشریت را در بر می گیرد. به دلیل ابهاماتی که در تعریف این واژه وجود دارد در این کتاب عرصه ی عمومی آن طور که درون جامعه عملا تجلی می یابد، در نظر گرفته شده است. در اینجا عرصه ی روابط بین شخصی بجای روابط غیر شخصی که بیشتر در رابطه با حکومت مطرح می شود، مورد توجه است. بدین ترتیب چگونگی شکل گیری روابط اجتماعی در عرصه ی عمومی و بر پایه ی روابط رسمی از قرون وسطی بدین سو مورد ارزیابی قرار می گیرد. دیوید هیوم و آدام اسمیت این جهت گیری را مثبت ارزیابی کرده و معتقد بودند با این روند " امکان این فراهم شد که از توده چهره های نا آشنای غریبه  به صورت تماشاگران بی طرف درآیند تا جذبه ی عشق افراطی به خود و خود پرستی را قدری کنترل کنند" (ص138). هابرماس معتقد است" که پارادایم مراودات و تعاملات اجتماعی در چارچوب فعالیت های کوچک مقیاس بازار شکل گرفته و اکنون توسط ارتباط های غیر شخصی و پیچیده بویژه در فضای الکترونیکی( اینترنت) جایگزین شده است. "به رغم این انتقادات و با توجه به ظهور مراودات و تعاملات غیر شخصی، برقراری ارتباط رودررو و شخصی همچنان به عنوان قویترین شکل ارتباطات پا بر جا مانده است(ص141). در واقع آنگونه که در این فصل مطرح می شود آداب و رسوم و عرف خاصی که در قرون وسطی عاملی برای روابط بین شخصی در میان غریبه ها به شمار می رفت در واقع گویای یک ظاهر اجتماعی و نقابی بود که بین نیروهای اجتماعی و بیولوژیک به منظور ایجاد زیر ساخت اجتماعی برای تسهیل تعاملات به صورت واسطه عمل می کرد. در این زمینه نظریات اروینگ گافمن و ریچارد سنت در ارتباط با مدل نمایشگرایانه مورد بررسی قرار می گیرند. ضعف هایی که این نظریات دارند از جمله؛ جداسازی دکارتی قلمرو عمومی از "خود"، تأکید بر نقاب و بی توجهی به عاملی که در پشت نقاب قرار گرفته، تأکید اجتماعی غیر تاریخی آن، دلگرم بودن به عرف و عدم توجه به مسائل هنجاری و تمایلش به روابط اجتماعی زیبایی شناسانه، هستند.

فصل 5  فضای جمعی در محله
به الگوهای مختلف برای محله های شهری و مفهوم طراحی و برنامه ریزی محله و نقش طراحی فضای عمومی در برنامه ریزی محله، پرداخته می شود. از جمله طرحهایی که در جهت شکل دهی به محله به عنوان فضای خصوصی صمیمی ورای خانه، برنامه ریزی شده اند طرح دهکده های شهری هزاره در انگلستان و نوشهر گرایی در ایالات متحده، هستند. این محیط های کوچک شهری و فضاهای عمومی آنها نمایانگر و شکل دهنده ساختار اجتماعی و کالبدی منسجمی هستند که توسط طرفداران شهرگرایی خرد ترویج و تبلیغ شده اند. مثال های بسیاری از مدل های آرمان شهری تا دهکده های صنعتی و از سکونتگاههای مهجرین هنرمند تا حومه های سبز در طی دو قرن گذشته همگی حاکی از تلاش هایی برای ایجاد محله ی منسجم بوده اند. با این وجود " ممکن است گفته شود تأکید مجددی که بر محله می شود در راستای افزایش آگاهی نسبت به محیط انجام می گیرد و در پی شکل های پایدار شهری است"(ص170). از جمله دلایل دیگر می توان اشاره به این داشت که تفکر تفکیک شهر به محله ها همچنین به عنوان وسیله ای برای مدیریت شهری و ابزاری برای فعالیت بازار آزاد به شمار می آید که در راستای فعالیت های صنعت ساخت وساز نیز دارای کاربرد است. متمایز کردن محله ها سبب متمایز کردن افرار از یکدیگر خواهد شد تا هم هویت بیایند و هم موقعیت اجتماعی برای خود بدست آورند، علاوه بر این وسیله است هم برای سازنده ها تا کالای خود را از دیگران متمایز کنند و هم برای شهر ها که در رقابت بازار جهانی صاحب برتری شوند.

فصل 6  فضای کالبدی و نهادینه شده در محیط مشترک
بر اهمیت عرصه ی عمومی به عنوان مفهومی وسیعتر که بر شکل گیری جامعه ای دموکراتیک تأثیر می گذارد، متمرکز شده است. در این بررسی نویسنده از دیدگاههای برخی صاحبنظران همچون، هانا آرنت، یورگن هابرماس، چارلز تیلور و سیلا بن حبیب که به عرصه ی عمومی پرداخته اند، بهره برده است. آرنت و هابرماس بر این عقیده اتفاق نظر دارند که عرصه ی عمومی، عرصه ای سیاسی است. اگرچه آرنت فضای کالبدی را در تحلیل خود گنجانده بود اما هابرماس بیشتر بر رسانه های چاپی به عنوان نهادی برای برقراری مناظرات عمومی تأکید داشت. آرنت و هابرماس هر دو نسبت به کیفیت عرصه ی عمومی در دولت شهر یونان باستان و دوران روشنفکری اروپای غربی قرن 18، احساس نوستالژیک دارند و هر دو درباره ی گسترش جامعه ی توده ای، دیدگاه مثبتی ندارند.  آنچه هر دو نادیده می گیرند این است که عرصه ی عمومی مورد علاقه ی آنها مبتنی بر نخبه گرایی بوده و در صورتی می تواند کار و رشد کند که اکثریت جمعیت مردم بیرون نگه داشته شوند (ص207).. مفهوم عرصه ی عمومی به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اقدامات اشتراکی که در تفکرات اجتماعی و سیاسی مورد بحث قرار گرفته و فهمیده می شود نیز مورد توجه این فصل است. این فصل در ادامه به نقش فضا در شکل گیری عرصه ی عمومی و اینکه چگونه عرصه ی عمومی در سطوح غیر شخصی و فرا فضایی عمل می کند، پرداخته است.

فصل 7  فضاهای غیر شخصی شهر
در ابتدا به فضای عمومی غیر شخصی نظر انداخته و سپس تحول و انتقال فضای عمومی شهری را از هسته ی یکپارچه ی قصبه ها و شهرهای کوچک به حضور غیر شخصی و پراکنده ی فعلی در کلانشهر ها، مورد بررسی قرار می دهد. آگورای یونان باستان شاید یکی از معروفترین فضاهای عمومی در کل تاریخ باشد که میدان عمومی شهر و محلی برای گردهمایی مردم بوده است. " آگورا مکانی بوده که در آن فعالیت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دوشادوش سایر فعالیت ها صورت می گرفته و به عنوان ظرفی فراگیر برای زندگی اجتماعی شهر تلقی می شده است" (ص223). به تدریج و همراه با رشد اندازه ی فضای شهری و تخصصی شدن آن این یکپارچگی جای خودرا به تنش میان فضای عمومی و خصوصی در شهر هی قرون وسطایی داد. شهر های قرون وسطایی در تقاطع مسیرهای تجارت شکل گرفته و فضای غیر دینی را برای تبادلات تجاری فراهم کردند. فضا در آنها بر اساس منافع تجاری که در رقابت با یکدیگر بودند شکل می گرفت. در بیان سیر تحول فضای عمومی شهر ها در ادامه ی این فصل به شهر متوازن و متقارن در دوران رنسانس و باروک می رسیم. " فضای عمومی در دوران رنسانس و باروک مانند ویترینی بود که با دقت به صورت متقارن طراحی شده و فضای خصوصی در پس ردیف های ساده اما مرتبی از نمای ساختمان ها پنهان می ماندند" (ص229). شروع عصر وسایل نقلیه ی موتوری در قرن بیستم بعد کاربردی فضا غلبه پیدا کرد و بعد نمایشی آن از رونق افتاد. خیابان و محل عبود پیاده باید حذف می شد و مکانهای گردهمایی نیز درون ساختمانهای عظیم قرار می گرفت. دوران مدرن در پی این بود تا فضای عمومی را به شکل پارک در بین ساختمان های بلند مرتبه قرار دهد " البته این نوع فضا به خوبی تعریف نشده و بی استفاده باقی می ماند و نوعی فضای گمشده است، یعنی جایی که هیچ یک از عملکردهای فضایی عمومی قابل دسترس نیست" (ص231). در طول تاریخ فضای عمومی شهر ها همواره نقش اصلی در زندگی اجتماعی شهرها ایفا کرده اند و این فضاها می توانند بار دیگر نقش مهمی را در جذب و تشویق مردم به گرد هم آمدن که منجر به تحمل بیشتر یکدیگر و پیوند اجتماعی می شود، داشته باشند و البته از طرفی دیگر می توانند ابزاری برای بازاریابی برای مکان، به حساب آیند و بدین ترتیب نقش بالقوه ی آنها در افزایش پیوند اجتماعی و غنای فرهنگی تحلیل یابد.

فصل 8  فضاهای عمومی و خصوصی شهر
در فصل پایانی کتاب نیز تمامی موضوعات مطرح شده جمع بندی شده و به عنوان نتیجه گیری نهایی عنوان می شود که با ایجاد مرز بین دو قلمرو به منظور ایجاد رابطه ای متمدن می توان تهدید دخالت منافع خصوصی در قلمرو عمومی و تهدید تجاوز عمومی در عرصه ی خصوصی را به حداقل رساند و آن را مدیریت نمود. وجود یک مرز نفوذپذیر که به دقت شکل گرفته باشد و منافع و حقوق فردی را به رسمیت بشناسد و از آن محافظت کند همان چیزی است که یک محیط شهری غنی را از محیطی سردرگم و ناملایم متمایز خواهد کرد.

برداشت آزاد توسط الهام محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

   + ایمان رئیسی ; ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()

خلاصه کتاب "بعد پنهان" نوشته ی ادوارد هال

هال، ادوارد ت.(1381)، بعد پنهان، ترجمه ترجمه منوچهر طبیبیان، نشر دانشگاه تهران، تهران.

محور اصلی بحث در این کتاب ، فضای شخصی و اجتماعی و درک انسان از آن می باشد .(ص 1 ) بشر بعد جدیدی خلق کرده ، یعنی بعد فرهنگی ، که هم جواری ها در فضا و مکان  بخشی از آن است ارتباط بین انسان و بعد فرهنگی پدیده ایست که در آن انسان و محیط زیست او در شکل گیری و قالب بندی یکدیگر سهیم هستند . (ص4)

همانطور که بشر به بسط و گسترش فرهنگ می پردازد . خودش را نیز اهلی می کند و در این فرایند یک مجموعه جدیدی از جهان ها ، که هر کدام با دیگری تفاوت دارد ، ایجاد می شود . هر جهانی دارای مجموعه نهاده های مربوط به خود می باشد . به طوری که آنچه که باعث ازدحام جمعیت در یک فرهنگ می گردد لزوماً باعث ازدحام در دیگری نمی شود . همین طور یک عملی که باعث پر خاشگری و تجاوز می شود ، ممکن است برای یک گروه از مردم تشنج زا و برای گروه بعدی کاملاٌ بی تفاوت باشد( ص6 ) بشر را بایدبه عنوان طرف صحبت و مخاطب محیط زیست خودش بدانیم ، محیطی که همین برنامه ریزان ، معماران، و مقاطعه کاران با کمترین توجه به نیازهای ارتباطی هم جواری در فضا و مکان برای بشر خلق می کنند. (ص7) نیاز عمدهای به بازبینی و تجدید نظر و گسترش دیدگاه ما نسبت به موقعیت بشر وجود دارد ، نیازی که هم جامع و هم واقع گرایانه باشد ، این باز بینی نه تنها درباره دیگران بلکه درباره خودمان هم صادق است . ضرورت دارد که ما روابط پنهان و خاموش را به همان راحتی که در نوشتار و گفتار ی می خوانیم یاد بگیریم . (ص7)

بررسی های مقایسه ای بر روی حیوانات کمک می کند تا نشان دهیم چگونه نیاز های فضایی و مکانی بشر تحت تاثیر و نفوذ او قرار می گیردمالکیت ، در دفاع از فضای خود به عنوان رفتار تعریف می شود  که توسط آن موجود زنده ، بنا بر خصلت خود ، مدعی یک قلمرو خاص شده و از آن در مقابل اعضا گونه های دیگر از خود دفاع می کند(ص9) مالکیت زاد و ولد را با فراهم کردن خانه ای سالم و امن تسهیل می کند علاوه بر قلمرو و سرزمین که با قطعه خاصی از زمین مشخص می شود هر حیوانی توسط یک سری از حباب ها و یا بالون ها ی با اشکال نامنظم احاطه شده است که جهت حفظ یک فضای مناسب بین تک تک حیوانات بکار گرفته می شود . (ص 13)

فاصله گریز یک حیوان وحشی به انسان یا هر دشمن دیگری اجازه نزدیک شدن تا فاصله ای را می دهد که از آن به بعد می گریزد . طبق یک قانون کلی ، یک همبستگی مثبت بین اندازه حیوان و فاصله گریز وجود دارد .

فاصله بحرانی فاصله بحرانی شامل محدوده باریکی می باشد که فاصله گریز را از فاصله حمله جدا می کند(ص14)

فاصله شخصی یک حباب نا مریی پیرامون موجود زنده را احاطه می کند  خارج از این حباب ، دو موجود زنده بدان گونه که هنگام تلاقی دو حباب درگیر می شوند ، بر خوردی اتفاق نمی افتد

فاصله اجتماعی فاصله ایست که در آن حیوان تماس خود را با دیگر اعضای گروه از دست می دهد حیوان در آن فاصله نمیتواند دیگر اعضای گروه را دیده ، صدای آنها را شنیده و یا بوی آنها را استشمام کند

فاصله اجتماعی از یک گونه به گونه دیگر فرق می کند فاصله اجتماعی در انسان توسط تلفن ، تلویزیون ، و بیسیم ها بسط یافته است.(ص18)

در واقع تمام حیوانات یک نیاز فضایی حداقل دارند،که بدون آن بقا جانور غیر ممکن است . این فضا ،(( فضای بحرانی )) موجود زنده است و موقعی که جمعیت به اندازه ای رشد کند که دسترسی به این مقدار از فضا دیگر امکان پذیر نیست ، وضعیت بحرانی پیش می آید .(ص19)

کالهون با آزمایش بر روی موش ها ، تاثیر بی نظمی ها و ازدحام را بررسی می کند ازدحام عملکرد های اساسی اجتماعی را از هم پاشیده و بدین ترتیب منجر به ایجاد بی نظمی و از بین رفتن ساماندهی و در نهایت فرو پاشی جمعیت یا مرگ و میر در مقیاس بزرگ می شود .(ص37)

در آزمایشات رابطه ای بین پرخاشگری و فاصله بین حیوانات وجود دارد . با افزایش پرخاشگری ، میزان نیاز حیوانات به فضا بیشتر می شود . در صورت عدم دسترسی به فضای بیشتر ، موقعی که جمعیت به حداکثر برسد ، یک واکنش زنجیره ای شروع می شود . با بالا رفتن میزان پرخاشگری و فعالیت جنسی به همراه استرس های شدید باعث افزایش فشار شدید بر روی آدرنال می شود . نتیجه این فرایند افزایش حساسیت نسبت به بیماری ها و مرگ و میر انبوه و شوک حاصل از کمبود قند خون می باشد . (ص43)

در این کتاب تاکید بر اهمیت گیرنده ها در تشکیل جهان های ادراکی مختلفی است که موجودات زنده ساکنین آن هستند و تفاوت های این موجودات را نمی توان نادیده گرفت برای درک و شناخت انسان باید تا حدودی طبیعت و ماهیت سیستم های گیرنده های او را شناخته و از کیفیت تغییر اطلاعات گرفته شده از طریق گیرنده ها در فرهنگ های مختلف آگاهی داشت .

گیرنده های انسان در دو گروه قرار می گیرد :

گیرنده های فاصله : که در ارتباط با درک اشیا دور می باشد چشمها ، گوش ها ، بینی

گیرنده های بلا فاصله : برای درک جهان های نزدیک . جهان لامسه (ص50)

اکثر موفقیت های رایت را به عنوان یک معمار حاصل شناخت او از روش های مختلف و متعددی است که مردم برای درک فضا بکار می برند ، تداوم بصری ، تحرک ، تغییر در سطوح ، استفاده از بافت ، و ... (ص70)

ژاپنی ها ذکاوت زیادی در گسترش فضای بینایی با بزرگ جلوه دادن جاذبه های حرکتی داشتند باغهای آنان نه تنها برای مشاهده با چشم انتخاب شده بود بلکه به هنگام قدم زدن در باغ ژاپنی ، به طور خارق العادهای ، تجربه تحرکات ماهیچه ای و استفاده بیش از حد معمول از آن در این قدم زدن اضافه می شود (ص72)

یا به طور مثال موقعی که حوزه حرارتی افراد بر روی هم بیافتد و مردم بتوانند بوی همدیگر را استشمام کنند ، نه تنها شرایط پیچیده تر می شود حتی ممکن است تحت تاثیر احساسات و عواطف همدیگر قرار بگیرند.(ص78)

احساس بشر از فضا ارتباط نزدیکی با دریافت و درک او از حواس خویش دارد که آن هم در عکس العمل بسیار نزدیک با محیط اطراف او می باشد . بشر می تواند به عنوان موجودی در نظر گرفته شود که دارای جنبه های بصری ، حرکتی ، دمایی ، و ملموسی از نفس خویش باشد که ممکن است توسط محیط اطرافش مهار شده و یا تقویت گردد (ص84)

تصور این که در جهان هیچ دو نفری را نمی توان یافت که با جهان اطراف خود به طور یکسان  ارتباط بر قرار کنند به دلیل قدرت های دید متفاوت و فرهنگ های متفاوت است (ص89) در واقع افرادی که در فرهنگ های مختلف بار می آیند و رشد می کنند در جهان های حسی و ادراکی متفاوتی زندگی می کنند (ص90)

انسان مدرن امروزی به کلی عاری از درک و دریافت کاملی از جهان های حسی بیشماری بدان گونه که در اجداد او وجود داشته ، هست . این جهان های حسی به طور اجتناب ناپذیری یکپارچه بوده و عمیقاً ریشه در زمینه های سازمان یافته ای دارند که تنها توسط مردم زمان خود قابل درک و فهم بودند . بطور مثال معبد هایی نظیر آمن در کارناک دارای ستون های زیادی هستند . داخل شدن به آنها شبیه قدم زدن در جنگلی پر از درختان منظم که به جنگ تبدیل شده اند ،می ماند . تجربهای که ممکن است برای بشر مدرن امروز بسیار ناراحت کننده باشد .

هنر یکی از اولین تلاش های بشر برای کنترل نیروهای طبیعت بوده است .(ص103)بشر در جهان های ادراکی کاملاً متفاوتی زندگی کرده و هنر یکی از منابع غنی اطلاعاتی در مورد ادراک انسانی است (ص111)

تاثیر زبان و ادبیات به عنوان کلید ادراک و ارتباط آن با فرهنگ مورد تاکید هال است او عقیده دارد که هر زبان نقش بارزی را در شکل دهی واقعی جهان های ادراکی مردمی که آن زبان را به کار می گیرند بازی می کند (ص113) اگر ادبیات را برای ساختار آن نه از نقطه نظر محتوا مورد توجه قرار دهیم ، می توانیم چیزهایی را دریابیم که روشن کننده جنبه های تاریخی و تغییر و تحولات در حالات حسی باشند. در ادامه بحث درباره اینکه بشر فضا را به صورت ثابت ، نیمه ثابت ، و یا متحرک می سازد و اینکه چگونه فواصل مختلف را در عکس العمل و ارتباط با اطرافیانش به کار می گیرد . وساختار هایی که ممکن است در طراحی خانه ها و شهر ها مورد استفاده قرار بگیرند ، توصیف می شوند

فضا با سیمای ثابت

استفاده از این نوع فضا یکی از راهکارهای اساسی سازماندهی فعالیت های افراد و گروه ها است و شامل جلوه های مادی و همین طور طرح های درونی و پنهانی است که بشر را به هنگام حرکت در پیرامون خود بر روی زمین هدایت می کند. ساختمانها سیمایی از الگوی ثابت هستند . (ص125)

فضا با سیمای نیمه ثابت

وجود انعطاف و سازگاری بین طرح و عملکرد . فضایی که در یک یک فرهنگ ممکن است سیمای ثابتی داشته باشد . در فرهنگ دیگر می تواند نیمه ثابت باشد .و بر عکس به عنوان مثال دیوار ها در ژاپن و ایالات متحده  (ص133).

فضای بی شکل

این فضا ها نه به دلیل فقدان فرم و شکل بلکه به دلیل اینکه تا به حال به آن پرداخته نشده است به این نام شناخته شده است .الگوهای فضای بی شکل ، حدودی مشخص و چنان اهمیت عمیقی دارند که بخش مهمی از فرهنگ را شکل می دهند . عدم درک این اهمیت ممکن است بحران زا باشد .(ص134)  .

سوال اینست که تعداد فواصل در بین انواع انسان چند تاست و نحوه تشخیص وو تمایز بین آن چگونه است ؟ بلندی صدا ، منبع عمدهای تز اطلاعات در مورد فاصله است . احساس افراد نسبت به یکدیگر در زمان معین ، عامل تعیین کننده دیگری در نحوه استفاده از فاصله است (ص136).

فاصله صمیمی

در فاصله صمیمی ، حضور شخص دیگر تردید ناپذیر بوده و ممکن است به دلیل غلبه داده های حسی به دفعات ناراحت کننده باشد

فاصله صمیمی _حالت نزدیک : معاشقه ، کشتی گیری ، نوازش و حمایت بین افراد صورت می گیرد (ص139)

فاصله صمیمی _حالت دور : تنها دستها به هم رسیده و به هم تماس دارند 

فاصله شخصی

محیط یا حباب حفاظتی کوچکی که یک موجود زنده بین خود و دیگر موجودات نگه میدارد

فاصله شخصی_حالت نزدیک :در این فاصله شخص می تواند افراد دیگر را نگه داشته و یا بگیرد

فاصله شخصی_حالت دور : نگه داشتن شخص در فاصله طول بازو  (ص143)

فاصله اجتمایی

حد تسلط  جزییات معنی دار بصری از صورت قابل مشاهده نیست و نمی توان انتظار تماس با فرد دیگر ی را در این فاصله داشت  

فاصله اجتماعی_حالت نزدیک : کارهای غیر شخصی در این فاصله صورت می گیرد

فاصله اجتماعی_حالت دور : مبادلات و مباحثات اجتماعی در این فاصله انجام می گیرد (ص145)

فاصله عمومی

تغییرات حسی متعدد مهمی در انتقال از فواصل شخصی ، اجتماعی به فاصله عمومی پدید می آید که به طور کامل خارج از دایره برخورد افراد است.

فاصله اجتماعی_حالت نزدیک:  فرد در صورت تهدید می تواندحالت تهاجمی به خود بگیرد . حتی ممکن است اثری از واکنش گریز اما خارج از مرحله آگاهی در این فاصله مشاهده گردد .

فاصله اجتماعی_حالت دور: فاصله ایس که به طور اوتوماتیک اطراف چهره های برجسته و مهم را احاطه می کند (ص147)

شناخت این چهار فاصله باعث اهمیت دادن به نیاز های فضایی افراد به عنوان موجوداتی که توسط یک سری از حباب های نامریی که دارای ابعاد قابل اندازه گیری هستند احاطه شده است می تواند باعث نگاهی جدید به معماری شود .

برداشت آزاد توسط  هدا مدد، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

   + ایمان رئیسی ; ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()