تاریخ، تئوری و نقد معماری

وبلاگ پشتیبان دروس تئوری و طرح معماری دکتر ایمان رئیسی

خلاصه کتاب "گزیده منظر شهری" نوشته گوردون کالن

گزیده منظر شهری، نوشته گوردون کالن، ترجمه دکتر منوچهر طبیبیان، نشر دانشگاه تهران

کتاب گزیده منظر شهری  به بررسی عوامل تاثیرگذار در شکل گیری شهر و منظر شهری می پردازد.در تعریف کالن یک ساختمان، معماری و دو ساختمان، منظر شهری و چند ساختمان در سطح شهر، محیط را تشکیل می دهداگر ساختمان ها را با هم جمع کنیم در مجموع از یک لذت بصری کهاز تک تک ساختمان ها حاصل نخواهد شد برخوردار می شویم و معتقد است مقیاس توسعه خارج از کنترل ،یا خارج از توان حرکت با پای پیاده اتفاق افتاده است. ازخصوصیات بارز شهر حضور یک جای مردم و خدمات شهری به منظور ایجاد یک مرکز پرجوش و تلاش است و جدایی گزینی های متمرکز شده، فلسفه مقابل شهر بودن است.شهر توالی از محدودیت و آرامش،فضای باز و بسته، سفری از میان فشارها و خلاهاست.او متحرک ترین هستی در شهر را انسان می داند وبیان حرکت نقش بسیار مهمی در تعریف شهر می یابد.

تفاوت درمعنی بین بزرگ بودن و افراشته بودن درتناسبات است.ایجاد نظم معقول بین عناصری که در تکوین محیط به کار رفته اند.

شهر رویداد هیجان انگیز در محیط است و روش های علمی در ایجاد شکل شهر موثر نیستند بنابراین به قدرت حس بینایی روی می آوریم زیرا بر اثر حس بینایی یا توانایی عینی است که محیط کاملا درک می شود.منظره به این خاطر مفید است که خاطرات و تجربیات ما را به یاد می آورد.یعنی همان عکس العمل های احساسی درونی که وقتی ظهور کردند قادرند روند افکار ما را برهم بزنند.سه راه مختلف که ادراک محیط در آن اتفاق می افتد:

1.مشاهدات بصری:وقتی عابر پیاده در شهر با سرعت ثابت عبور می کند، دید پی در پی داریم یعنی وقتی دو منظره (خیابان و فضای باز)در آن واحد در حافظه قرار می گیرند یک تفاوت آشکاری احساس می شود و بشر در یک احساس عمیق تری قابل مشاهده می شود.شهر از نقطه نظر ارتباط بصری به دو گروه منظره موجود و منظره متبلور تقسیم می شود.

2.مشاهدات مکانی:عکس العمل هایی که بدن نسبت به محیط پیرامونش دارد وحسی که در مکان داریم.داخل، خارج، ترس.اگرچه این حس همیشگی و ناخودآگاه بدن است که با محیط ارتباط برقرار کند ولی حس موقعیت را نمی توان نادیده گرفت و این حس خودبه خود به صورت یک عامل در طراحی محیط محسوب می شود.

3.در باب محتوا:رنگ،بافت،مقیاس، سبک، ویژگی،سرشناسی،منحصر به فرد بودن، اجزایی از ساختار شهر هستند، که چشم و ذهن را درگیر می سازند.

در اینجابه بررسی چند مورد از مواردی که در این کتاب به آنها اشاره شده پرداخته می شود.

برای  ایجاد فضای محصورمی توان از حرکت موجی استفاده نمود که یک خط متحرک بی هدف نیست، آثار شروع حرکت از یک محور یا قائده نامرئی است و انگیزه آن بستگی به برخی ازپویائی و معانیزندگی مانند سایه روشن یا دوری و نزدیکی( برعکس موازات) دارد.همانند بالا رفتن برگی در باد.طیف وسیعی از امکانات را به نمایش می گذارد.

دستکاری هنرمندانه در سطوح، بخش وسیعی از هنر منظر شهریست. رابطه مستقیم بین مشاهده گر و محیط اشیا، اعتبارشان را از ارتباطشان با سطح تحصیل می کنند.مناظر تخیلی به کمک تغییرات در سطح از متقاعد کننده ترین و ماهرانه ترین تدابیر برای ایجاد مناظر تخیلی مانند آنچه درپارک سینت جیمز و پارک سبز در لندن مشاهده می شوند هستند.ساده ترین نوع تغییر سطح شامل دیدن و آگاه بودن از موانع زمین می باشد.پایین بودن احساس صمیمیت و حفاظت را القا می کند.صفحه شیب دار که 2 سطح را به هم متصل می کند،تغییری همراه با ظرافت را ایجاد می کند. سطح شیب دار در موقعیت بهتری برای یک کاربری نهفته و ایجاد حس مکان به خصوص در جاهای شلوغ قرار دارد.در واقع شیب به عنوان یک فضای باز، یک خلا بصری ایجاد می کند. بنابراین اگرچه سطوح عوض می شوند ولی نیاز نیست که ما برده آن باشیم.ارتفاع با امتیاز و عمق با صمیمیت برابری می کند.بالای سطح مرجع،ارتفاع،امکان دیدن منظر،احساس مزیت و زیر سطح مرجع ویژگی خصوصی و گرم احساس جدایی در جایی که مناسب باشد.

تغییر سطح،حرکت موجی و حس سرزندگی همان سطوح کاملا مسطح هستند که یک انحراف جزئی را به نمایش می گذارد.

کف از عناصر مهم پیوستگی و یکپارچگی در شهر محسوب می شود که ساختمان های غنی ازنظر ترکیب و رنگ در روی کف به صورت برجسته تری جلوه می کند.بدون عنصر کف ساختمان ها در مقابل هم چیده شده اند ولی تشکیل شهر نداده اند.تفاوت بین درون و بیرون باید از یک درجه و یک نوع باشد.امروزه خسارت عمده ای که شهرها می بینند از بی هویت شدن کف و فضای بین ساختمان هاست.در واقع کف به جای عامل ارتباطی به عامل تقسیم تبدیل شد.کف در شکل و رنگ متفاوت و بافت مختلف، حرکت را مشخص می کند.

راههای پیاده با الگوهای متنوع به شهر حالت پیوستگی می دهد.شریان های رفت و آمدی هویت فردی را از بین می برند، ولی یک شبکه اندیشیده و استوار از راههای پیاده ،یک الگوی انسانی را به وجود می آورد.

اگر از نظر بصری ارتباط اینجا و آنجا ارزشمند است ولی از نظر کاربردی ممکن است سازگار نباشد بنابراین مانع داریم .4 نوع مانع وجود دارد که مانع دید نبوده و فقط دسترسی فیزیکی را می بندد.نرده کشی، درختکاری، تغییر سطح، آب

حصار جهت محدود کردن محدوده ی یک مالکیت برای جلوگیری از دست یازیدن مردم و حیوانات به قلمرو موصوف به کار می رود.حصار نرده ای از موثرترین و قدیمیترین شکل حصار است و در واقع یک آگاهی بصری و مرز فیزیکی ایجاد می کند.حصار سنگی و زنجیر راه حل های فوری و عملی برای جلوگیری از فاجعه هستند.در عین حال بازدارنده ها یا نشانه هایی داریم که گاهی ایجاد محیط های بسته به روش های غیر مسئولانه مهندسی توسط آنها عمومی ترین و معمولی ترین منابع فجایع بصری در شهرهای ما هستند.همانند بعضی از نرده گذاری ها.

موانع به انواع اخلاقی مثل قطعه چمن که فضا و فاصله هر دو مورد نیاز است، موانع عملی،موانع آبی،موانع عینی تقسیم می شوند.درختکاری وبوته به عنوان نشانه بازدارنده به صورت مصالحه ناپذیری یک مانع فیزیکی می باشد.دیواره های سبز انبوه، بخش مرکزی مجزا شده را می پوشاند.بنابراین هر نوع لطف و زیبایی که منظر ساز برای بیننده به وجود آورده به صورت آثاری شگفت انگیز متجلی می شود.

این بودن، شاخصیت(typicality (بافت خاص، رنگ سفید، شادی و تاکید را القا کرده و رنگ سیاه بی تفاوتی و انکار را می رساند.

توجه به جزئیات از موارد پر اهمیت دیگر می باشد زیرا با عادت دادن چشم به این عمل، دنیای انسان ساخت در زمینه جذابیت  و کیفیت شروع به گسترش خواهد کردوتجربه ای ازکیفیت ها،رنگ و محتوی،سایه و الگو و یک احساس از غریبگی ذاتی از اشکال مکانیکی و ساختاری ایجاد می کند.

پیچیدگی کیفیتی است که چشم را به خود جذب می کند.بعدی اضافیست که از طریق دانش و تجربه بدست می آید.

به جا بودن از توجه دو جانبه ای که یک جامعه سالم آن را در بین اعضا خود حفظ می کند برگرفته می شود و با رفتارهای اجتماعی مغایرت دارد.به جا بودن هرگز خفقان آور نیست بلکه بیان خویشتن در یک چارچوب متمدنانه است.

خالی بودن،گستردگی بیکران آسمان و هندسه احساسآشکار بودن و نمایانی را به وجود می آورد.

می توان از خطای باصره و استعارات در بیان مفهوم استفاده نمود و گاهی نیز با حذف موضوع اصلی برای اهمیت بیشتر می توان غیبت محسوس ایجاد نمود.همانند این تصویر که اگرچه صلیب حذف شده است اما به وضوح می توان آن را دید و درک نمود.

کیفیت مقیاس در ساختمان ها ،ساختارها و درختان از قدرتمندترین ارکان بخش ترکیب و الحاق است.مقیاس به معنای اندازه نیست بلکه ادعای جدانشدنی مربوط به اندازه است که ساختار برای چشم ایجاد می کند.مقیاس و اندازه دست در دست هم از اجزا غیر تفکیک بناهستند.همچنین مقیاس در نقشه و حس مقیاس در بافت شهری از موارد فوق العاده  پر اهمیت است.

شکستگی در یک خیابان چشم را در برمی گیردولی مانع پیشرفت دید از منظره آنسو نمی شود.انحراف وتغییر زاویه فضای ثانوی را ایجاد می کند.فضایی که دیده نمی شود ولی احساس آن وجود دارد.

پس رفتگی در منظر سازی کاربرد دارد ولی نمی تواند در چارچوب پرسپکتیو ظاهر شود.

پله ها به هر طریق که به آنها بنگریم در مضمون خودشان یک درون بینی نافذی به کیفیتی که ما سعی می کنیم آن را پنهان کنیم القا می کند و نشان دهنده درایت و تسلط بر محیط است.

تجمع تا قرن بیستم به عنوان پدیده ای طبیعی و یک رسم و یک حق پذیرفته شده بود در واقع از تقاطع به عنوان نقطه کانونی استفاده می شد.جسم ثابت نسبت به جسم متحرک مانند یک آهن ربا عمل می کند.انگیزه برای اتخاذ چنین آرایشی از خواست های انسان برای تعالی صورت می گیرد و نه از بی تفاوتی در برابر فضای آزاد و پوشانیدن این فضاها با اشیائی که موجب مزاحمت برای انسان می گردد.

فضای نیمه بسته سیستم خطی شهر را به فواصل قابل هضم و یکپارچه از نقطه نظر بصری، در عین حال که احساس توالی نیزدر آن حفظ می شود تقسیم می کند.این فضا بیان حرکت است و از نوعی بی نظمی و عدم تقارن در طرح ناشی می شود. در مقابل فضای بسته فضاییست کاملا خصوصی،ساکن و خودکفا.

عملکرد با نگاه به نقشه بایستی قابل تشخیص باشد.دلایل بی شکلی بسیاری از شهرهای مدرن عدم وجود صفت ممیزه و ساختاری برای شهر است کهشریان اصلی شهر را مشخصمی کند.

روشنائی خیابان:2 پدیده  1.طراحی ذاتی 2 . ارتباط،پهلوی هم گذاری این قطعات طراحی شده.

3 تقاضای اصلی منظر سازان در این زمینه: وحدت در مقیاس.وحدت در فضای جنبشیو ایجاد فضای حرکت و تناسب می باشد.

آنچه ما نیاز داریم ادغام نوررسانی خیابان با بافت و خصوصیت شهری است،چه در روز و چه در شب.روشنایی و منابع روشنایی در آگاهی کامل و عشق به شهرهایماناستادانه و با مهارت به کار برده شده اند.

تبلیغات بخشی از تمدن ما هستند و در نظر گرفتن جای مناسبی به جز بزرگراهها برای آنها سخت می باشد.4 اعتراض به آگهی های خیابانی وجود دارد1.اعلانات ناسازگارند و مزاحم ایمنی می باشند2.در بزرگراهها بوده و مردم اختیاری به جز توجه به آنها ندارند. 3. محیط را زنده می کنند و ذائقه عمومی را پایین می آورند.4.توجه موتورسواران و رانندگان را برهم می زنند. که مورد 3 درست است و ذائقه عمومی خود میانه است و همچنین یک شیفتگی از عامه پسندی در بر دارد ولی محدود کردن تبلیغات ذائقه عمومی را بالا نمی بردبلکه سرزندگی را هم از بین می برد.درواقع بیان به خودی خود شکلی از آموزش است.

اولین مفهوم از منظر دیواری که با آن برخورد می کنیم گرفتن بیشترین اثر سازگار با محیط می باشد.یک دیوار مناسب محیط با بافت مشخص و رنگ سفید.فضای خالی مانند کاغذ سفید برای هنرمند می تواند حادثهانگیز باشد.منظر دیواری از ساختار واقعی مشتق می شود.خواه آن انعکاسی بر روی دیوار شیشه ای،الگوی یک قاب فولادی یا به بیان دیگر ساختاری باشد.در واقع در عین حال که یک نقاشی دیواریست با آن فرق می کند.

مردم قلمرو پذیرند بنابراین تقسیم بندی شهر اهمیت می یابد.این جا و آنجا:یعنی ایجاد بلافاصله یک اینجا و پذیرش این واقعیت که در مقابل یک آنجا هم وجود دارد.فضای بسته انسان ساخت حتی در ساده ترین نوع، محیط را به دوبخش اینجا و آنجا تقسیم می کند.درون به خارج گشوده.بیان حجم های داخلی به صورت حجم هایخارجی.

فضاو بیکرانگیدر آسمان، آشکار نیست مگر آنکه آسمان در جایی که قدم می زنیم دیده شود.برآمدگی: فضایی که قابل تصرف است باعث انگیزه تصرف می شود.سرپوشیده:سرزندگی.فضای عملکردی:نمایش خیابانی.بی واسطگی:رابطه مستقیم تماس بصری بینانسان و محیط.آب: مرز گذار بین آب و خشکی بزرگترین تباین های روانی را ارائه می کند.شهرهای کنارآب باید روی دریا زندگی کنند.گنبد:منظر رابا حجم خود مسدود می کند.

 و درآخر پیام کتاب در این است که مناظر و سرگرمی های فراوانی وجود دارند که همه آنها را از محیط داریم.هنر محیطی وجود دارد.و این یک حقیقت اساسی از منظر شهریست،اما این حقیقت در طی راه گم شده است.از یک سو توسعه شهر و حفاظت محیط زیست توسعه پیدا کرده از سوی دیگر محیط به مرکز تجمع لانه زنبوری با آلودگی بصری ظالمانه تبدیل شده است.قدرت و خلاقیت این نسل کم شده و زمان آن است که از هنر چیدن اجزا محیط در کنار هم تعریف روشنتری ترسیم و اصول آن اعلام و نتایج عادی آن بیان شود.نت ها باید باشد تا بتوان نواخت.


برداشت آزاد توسط  فائزه نسوری، دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد تهران مرکزی

 

   + ایمان رئیسی ; ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢٥
comment نظرات ()